ضحی (شهیدمحمودرضابیضائی)

به خاکریز فرهنگی- مذهبی ضحی خوش آمدید. مولای من! یاری نما تا سربازت باشم، نه سربارت

آیا بعد از شهادت امام زمان علیه السلام، قیامت برپا می‌شود؟

12 دی 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

#پرسمان_مهدویت
#پرسش :
آیا بعد از شهادت امام زمان علیه السلام، قیامت برپا می‌شود؟

#پاسخ :
از روایات «رجعت» استفاده می شود که نخسین کسی که برای فرمانروایی جهان پس از شهادت حضرت مهدی علیه السلام رجعت می کند، امام حسین علیه السلام است. امام صادق علیه السلام در این باره فرموده اند: «نخستین کسی که زمین برای او شکافته می شود و به روی زمین رجعت می کند، حسین بن علی علیه السلام است».[1]
بر طبق روایات، امام حسین علیه السلام در اواخر حکومت امام زمان علیه السلام با اصحاب باوفایش رجعت می کنند و پس از شهادت حضرت مهدی علیه السلام، امام حسین علیه السلام بدن آن حضرت را غسل و کفن می کنند و به خاک می سپارند. امام رضا علیه السلام در این زمینه فرموده اند: «امام را جز امام غسل نمی دهد».[2] سپس امر حکومت را به دست می گیرد و به قدری حکومت می کند که از کثرت سن ابروهایش روی دیدگان مبارکش را می پوشاند…
البته در برخی روایات دیگر آمده: چون قائم آل محمد صلّی الله علیه و آله از دنیا برود و یا شهید شود، چهل روز پس از آن قیامت بر پا می گردد و مردگان از گورها به درآیند و برای حساب و جزای محشر آماده گردند.[3]
اما «شیخ حر عاملی» در این باره می نویسد:
شاید چهل روز، ایام رجعت باشد و این عدد اشاره به کمی دوران حضرتش باشد، چون مقدار زیاد را با عدد هفتاد و مقدار کم را با اعداد کمتر معرفی می کنند. یا این که هر روزی برابر هزار سال باشد؛ چنان که خداوند می فرماید: «یک روز نزد پروردگار مثل هزار سال است که شما می شمارید»، و شاید هم مراد از قیامت در این روایات، قیامت صغری یعنی رجعت باشد و البته اطلاق قیامت بر رجعت، مانعی ندارد و قیامت ممکن است بر هر دو اطلاق شود.[4]

:books:
1. بحارالانوار، ج53، ص46؛ تفسیر عیاشی، ص281.
2. اصول کافی، ج1، ص384؛ بحارالانوار، ج3، ص13.
3. ارشاد، شیخ مفید، ترجمه ساعدی، ص708، نقل از کتاب یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج)، علیرضا رجالی تهرانی، ص230.
4. الایقاظ من الهجعة، شیخ حر عاملی، (ترجمه احمد جنتی، ص400) نقل از همان.
منبع: www.hawzah.net

 4 نظر

درخت انتظار

12 دی 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

یا ابن الحسن(ع)
پرتو خورشید بر عالم می تابد تا همه جا را روشن و گرما بخشد، درختان و گیاهان رشد می نمایند.
آیا نباید پرتو گرمابخش وجود ت سرزمین قلبمان را روشن و گرما بخشد؟ آیا نباید درختان انتظار را به ثمر برساند؟
اللهم عجل لولیک الفرج

 2 نظر

حضرت فاطمه زهرا (س) بعد از ظهور رجعت خواهند کرد یا خیر؟ و اگر جواب خیر است آن زمان می شود عکس یا تصویر مبارکشان را دید؟

12 دی 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

امت، ما را تکذیب کردند؛ بى ‏اعتنایى، نفرین، لعنت و تهدید به قتل نمودند، حاکمان ستمگر آنها ما را از وطن بیرون آورده به پایتخت خود بردند و …

#پرسش
حضرت فاطمه زهرا (س) بعد از ظهور رجعت خواهند کرد یا خیر؟ و اگر جواب خیر است آن زمان می شود عکس یا تصویر مبارکشان را دید؟

#پاسخ:
حدیثی در منابع روایی وجود دارد که حکایت از رجعت حضرت زهرا (س) بعد از ظهور امام زمان (عج) دارد. داستان رجعت آن حضرت در ضمن روایتی طولانی که در پرسش مفضل از امام صادق (ع) مطرح شده، آمده است: مفضل می گوید از امام صادق (ع) پرسیدم: آقا، آیا پیامبر (ص) و على (ع) با قائم (عج) خواهند بود؟ فرمود: آرى، و الله پیامبر و على (ع) ناگزیر می باید قدم روى زمین بگذارند…. اى مفضل! گویا مى ‏بینم که ما ائمه آن موقع جلوی پیامبر جمع شده و به آن حضرت شکایت مى ‏کنیم که امت بعد از وى چه به روز ما آوردند، و مى ‏گوییم امت، ما را تکذیب کردند؛ بى ‏اعتنایى، نفرین، لعنت و تهدید به قتل نمودند، حاکمان ستمگر آنها ما را از وطن بیرون آورده به پایتخت خود بردند و جمعى از ما را با سم و حبس کشتند. در این وقت پیغمبر سخت گریه می کند و می فرماید اى فرزندان من! هر چه به شما رسید بیشتر به جد شما رسید.

آن گاه فاطمۀ زهرا (س) مى ‏آید و از ظلم هایی که در حق او همسرش شده و غصب فدک‏، ملک خود توسط آنها، و رفتن به میان مهاجرین و انصار و ایراد خطبه ‏اش در خصوص غصب فدک، شکایت می کند. سپس نقل می کند که چگونه جمعى امیر المؤمنین (ع) را از خانه خود براى بیعت گرفتن در سقیفه بنى ساعده بردند،… .[۱]

بنابر این، طبق این روایت که مفضل از امام صادق (ع) نقل می کند، حضرت فاطمه (س) نیز جزو رجعت کنندگان خواهند بود؛ لذا با این فرض، سؤال بعدی در مورد عکس و تصویر آن حضرت موضوعیت ندارد. اگر چه شرعاً ایرادی ندارد که تصویر با حجاب ایشان منتشر شود، در عین حال لزومی نیز برای چنین کار وجود ندارد.

[۱]مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۱۷، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۹ق؛ دوانى، على، مهدى موعود، (ترجمه ج ۵۱، بحار الأنوار)، ص ۱۱۶۶- ۱۱۶۷، اسلامیه، تهران، چاپ بیست و هشتم، ۱۳۷۸ش، «قَالَ الْمُفَضَّلُ یَا سَیِّدِی‏…ثُمَّ تَبْتَدِئُ فَاطِمَه(ع) وَ تَشْکُو مَا نَالَهَا مِنْ أَبِی بَکْرٍ وَ عُمَرَ وَ أَخْذِ فَدَکَ مِنْهَا وَ مَشْیِهَا إِلَیْهِ فِی مَجْمَعٍ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ وَ خِطَابِهَا لَهُ فِی أَمْرِ فَدَکَ وَ مَا رَدَّ عَلَیْهَا مِنْ قَوْلِهِ إِنَّ الْأَنْبِیَاءَ لَا تُورَثُ وَ احْتِجَاجِهَا بِقَوْلِ زَکَرِیَّا وَ یَحْیَى ع وَ قِصَّهِ دَاوُدَ وَ سُلَیْمَانَ ع وَ قَوْلِ عُمَرَ هَاتِی صَحِیفَتَکِ الَّتِی ذَکَرْتِ أَنَّ أَبَاکِ کَتَبَهَا لَکِ وَ إِخْرَاجِهَا الصَّحِیفَهَ وَ أَخْذِهِ إِیَّاهَا مِنْهَا وَ نَشْرِهِ لَهَا عَلَى رُءُوسِ الْأَشْهَادِ مِنْ قُرَیْشٍ وَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ وَ سَائِرِ الْعَرَبِ وَ تَفْلِهِ فِیهَا وَ تَمْزِیقِهِ إِیَّاهَا وَ بُکَائِهَا وَ رُجُوعِهَا إِلَى قَبْرِ أَبِیهَا رَسُولِ اللَّهِ ص بَاکِیَهً حَزِینَهً تَمْشِی عَلَى الرَّمْضَاءِ قَدْ أَقْلَقَتْهَا وَ اسْتِغَاثَتِهَا بِاللَّهِ وَ بِأَبِیهَا رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَ تَمَثُّلِهَا بِقَوْلِ رُقَیْقَهَ بِنْتِ صَیْفِی‏ …».

 نظر دهید »

در قبال محبت چه پاسخی باید داد؟

12 دی 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

در قبال محبت چه پاسخی باید داد؟


باران می بارید. سماور غل غل می کرد . نرگس سرمای سختی خورده بود. کنار شومینه در زیر پتو دراز کشیده بود. هر چند دقیقه یک بار داد و فریاد گلو و شش هایش بلند می شد. تبش بالا رفته بود. لحظه به لحظه حالش بدتر می شد. مادر نگران حالش بود. هر چند دقیقه با طشت آب و نمک به سراغش می آمد. مادر زیر لب ذکر می گفت و برای شفای او دعا می کرد . چند لحظه ای کنار پنجره ایستاد بیرون را تماشا می کرد. باران همچنان می بارید.
همسرش شهید شده بود. در روستایشان بیمارستان نبود؛ تا شهر چندین ساعت فاصله بود . با خود گفت: اگر پدرش زنده بود الان می توانست او را به شهر و درمانگاه ببرد. اگر اتفاقی برایش بیفتد ؟!
اما چاره ای نداشت باید صبر می کرد و پاهایش را شستشو می داد . به داخل اتاق همسرش رفت ، رو به روی عکس او نشست ، با او درد و دل کرد .
کجایی ؟ کاش بودی! زهرا بیمار است نمی توانم او را به درمانگاه ببرم. مگر فرزند تو نیست؟ پس چرا کاری نمی کنی؟ او را از خدا بخواه که بر گرداند.
همین طور با عکس همسرش درد و دل می کرد . خوابش برد. خواب دید، رضا وسط یک باغ بزرگ و زیبایی است ، همه آنجا هستند. زهرا و مادرش نیز آنجا هستند. رضا در حال پذیرایی از مهمانان بود. هنگامی که به همسرش و زهرا رسید میوه مخصوص با طعمی خاص مقابل آنان گرفت گفت: بخورید نگران نباشید …. هنوز ادامه خوابش را ندیده بود که با صدای زهرا از خواب بیدار شد . خودش را شتابان به کنار زهرا رساند نگران حال زهرا بود . فکر کرد حالش بدتر شده است. گفت: چی شده زهرا چه اتفاقی افتاده؟ زهراگفت: چیزی نشده مادر گلویم خشک شده آب می خواهم. خواب بابا را دیدم .
همین که زهرا گفت: آب می خواهم، خواب بابا را دیدم مادر زهرا شروع به گریه کرد و سریع به داخل آشپزخانه رفت گفت: صبر کن برایت آب بیاورم بعد خوابت را برایم تعریف کن. زهرا نیز همان خواب مادرش را دیده بود. هر دو تعجب کردند .
زهرا از اینکه خواب پدرش را دیده بود، خیلی خوشحال بود حس کرد پدرش همیشه زنده است و در سخت ترین شرایط آنها را تنها نمی گذارد. زهرا بعد از این خواب لحظه به لحظه حالش بهتر شد. خوشحالی در چهره مادرش موج میزد، خدا را شکر کرد و از همسرش تشکر کرد. زهرا با نگاه به چهره خسته مادر که چند روز چون پروانه اطراف او می چرخید، او را غرق در بوسه کرد و با لبخند زیبایش خستگی را از تن مادر بیرون کرد.

#داستانک
#محبت_در_خانواده
#شهادت

 نظر دهید »

یا ابن الحسن(عج).....

11 دی 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

یا ابن الحسن(عج)
پرتو خورشید بر عالم می تابد تا همه جا را روشن و گرما بخشد، درختان و گیاهان رشد  نمایند.
آیا نباید پرتو گرمابخش وجودت همه جا را روشن نماید و سرزمین و گلهای قلبمان را رشد دهد و زیبا نماید؟
اللهم عجل لولیک الفرج

 1 نظر

کوتاه نوشت خدای من

11 دی 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

کوتاه_نوشت.

خدای من!

امروز که پرتو نورانی ات جهان را روشن می نماید از وجود و همراهی همیشگی ات خبر می دهد.  وجودی که باعث آرامش و اطمینان می شود و گم گشتگان را به راه و مقصد می رساند.
کاش وجودم همراهی همیشگی ات را درک نماید.

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 94
  • 95
  • 96
  • ...
  • 97
  • ...
  • 98
  • 99
  • 100
  • ...
  • 101
  • ...
  • 102
  • 103
  • 104
  • ...
  • 421
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ضحی (شهیدمحمودرضابیضائی)

بسم الله الرحمن الرحیم «خدای من! این من هستم بنده تو همان که نبودم. تو مرا از کتم عدم بیافریدی و مقام خلیفه اللهی را برایم برگزیدی تو خوب می دانستی که هدف از خلقت و حکمتت چه بود اما این من بودم که خلقتم را فراموش کردم.» «بسم رب الشهداء و الصدیقین» **خاکریز فرهنگی-مذهبی **آلاله های بی قرار شهیدان: سردار سلیمانی، ابراهیم هادی، محمودرضا تورجی زاده، محسن حججی، محمودرضابیضائی «الهی وَ رَبِّی مَن لی غَیرُک أسئَله کَشَف الضُرّی وَ نَظَرَ فی أمری.» «رَبِّ هَب لی حُکمَا وَ ألحِقنی بِا الصالِحین» «رَبَّنا لا تُزِغ قُلوبَنا بَعدَ إذ هَدیتَنا وَ هَب لَنا مُن لَدُنکَ رَحمَه إنک أنتَ ألوَهاب» **اللهم عجل لولیک الفرج**

جستجو

موضوعات

  • همه
  • احکام
  • ادبی
  • اهل بیت(ع)
  • بدون موضوع
  • به قلم خودم
  • ترجمه لغات انگلیسی
  • ترجمه نهج البلاغه
  • ترجمه و تفسیر قرآن
  • حدیث روز
  • خاطره شهدا
  • دانستنی های تندرستی
  • زندگی نامه شهدا
  • شعر شهدا
  • صحیفه سجادیه
  • طب اسلامی
  • معرفی کتاب
  • مهدویت
  • وصیت نامه شهدا
  • چکیده مقالات
  • کلام بزرگان

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟