ضحی (شهیدمحمودرضابیضائی)

به خاکریز فرهنگی- مذهبی ضحی خوش آمدید. مولای من! یاری نما تا سربازت باشم، نه سربارت

مطلبی که امام رضا (ع) به آیت الله بهجت (ره) فرمودند!

12 آبان 1398 توسط شهید محمود رضا بیضائی


﷽

آیت‌الله فِهری زنجانی که ساکن سوریه بودند،
در تهران برایم گفت: «در مشهد، آیت‌الله بهجت را دیدار کردم.» پرسیدم: «یادتان هست پنجاه و پنج سال قبل، نجف با هم در مدرسۀ سید بودیم؟» دوست بودیم، اگرچه هم‌درس نبودیم.شما پرواز کردید و ما را جا گذاشتید.ما که سید بودیم. چه می‌شد دست ما را هم می‌گرفتید؟! اکنون که مهمان شما هستم، تا عنایت خاصی از امام رضا علیه‌السلام برای من نگویید، از اینجا نمی‌روم!»

سرشان را پایین انداختند. ناراحتی در ایشان ندیدم. سر را بالا آورد و گفت: «یک‌بار که به حرم مشرّف شدم، حضرت مرا به داخل روضه نزدشان بردند؛ ده مطلب فرمودند. یکی این بود: «مگر می‌شود، مگر می‌شود، مگر ممکن است کسی به ما پناه آورد و ما او را پناه ندهیم؟!»

در سخنرانی مجلس روضه که با حضور آقا برگزار می‌شد، این خاطره را تعریف کردم؛ و گفتم: «اگر کم‌وزیاد دارد، آیت‌الله بهجت تذکر دهند.» پایان سخنرانی خدمتشان رسیدم، اما تذکری ندادند…

این بهشت، آن بهشت، ص۶٨و۶٩؛ بر اساس خاطرۀ حجت‌الاسلام والمسلمین صدیقی

 

 5 نظر

فواید دراز کشیدن پس از غذا

12 آبان 1398 توسط شهید محمود رضا بیضائی

اسلام اصول و نکاتی برای سلامتی انسانها در نظر گرفته است ، اما ما انسانها یا انها را فراموش می کنیم یا مورد توجه قرار نمی دهیم ، اما توجه به آنها می تواند مفید واقع گردد، حتی در دراز کشیدن پس از غذا که سبب هضم غذا چاقی و بیرون رفتن درد از بدن می شود.

ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ:
ﺩﺭﺍﺯ ﻛﺸﻴﺪﻥ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻏﺬﺍ، ﺑﺪﻥ ﺭﺍ ﭼﺎﻕ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ، ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﻫﻀﻢ ﻣﻰ ﻧﻤﺎﻳﺪ ﻭ ﺩﺭﺩ ﺭﺍ [ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ] ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻣﻰ ﻛﺸﺪ.

 منبع: ﺟﻠﺪ ۲، ﺻﻔﺤﻪ ۹۶-
دانشنامه احادیث پزشکی

 

 6 نظر

آخ کمرم شکست

12 آبان 1398 توسط شهید محمود رضا بیضائی

اکبر پسر فوق العاده شوخی بود، قبل از عملیات ازش پرسیدم : در این لحظات آخر راستش را بگو چه آرزویی داری و از خدا چه می خواهی؟

گفت: با اخلاص بگویم؟! گفتم: با اخلاص بگو.

گفت: از خدا دوازده فرزند پسر می خواهم تا از آنها یک دسته عملیاتی درست کنم، خودم هم فرمانده دسته شان باشم، شب عملیات آنها را ببرم در میدان مین ها، رها کنم! بعد که همه، یکی پس از دیگری شهید شدند، بیایم پشت سیمهای خاردار خط، دستم را بگیرم کمرم و بگویم: آخ کمرم شکست!

پی نوشت: عزیزانی که رزمکنده بودند و می داننتد شب عملیات یعنی چه خیلی بهتر می تونند درک کنند، چنین روحیه ی بالایی قبل از عملیاتی که در آن فجیع ترین و دلخراش ترین اتفاقات می افتد، به چه معناست…..

خدایا کمک کن شرمنده شهدا نشیم…..

شادی روح شهدا«اکبر جمهوری» صلوات

منبع: فرهنگ جبهه، ج3(شوخ طبعی ها)، ص67.

 2 نظر

افعی و ابر

12 آبان 1398 توسط شهید محمود رضا بیضائی

خداوند تمام موجودات را آفرید و هر کدام بر اساس مأموریتی که دارد وظیفه خویش را انجام می دهد یکی از آن ها ماجرای ابر و افعی است که امام صادق (ع) در این زمینه برای مفضل ماجرا را شرح می دهد

مفضل می گوید: عرض کردم: آقا! از ماجرای افعی و ابر بگوید. امام (ع) فرمود: ابر[از جانب خدای عزوجل]گوی وکیل است تا هرجا که افعی را بیابد برباید به گونه ای که آهن  آهن را می رباید. از این رو آنگاه که فصل باران و ابر است این حیوان از هراس ابر، سر از خاک بیرون نمی آورد. تنها هنگامی سر بیرون می آورد که هوا بسیار گرم باشد و ابری در آسمان نباشد.

عرض کردم: چرا باید ابر در کمین افعی باشد و اگر آن را بربایدش فرمود: تا مردم را از شر آن خلاصی دهد.

منبع: توحید مفضل، ص103

 نظر دهید »

بر سر این امر کشنده و زهر فریبنده و مُهلک نزاع داریم!

11 آبان 1398 توسط شهید محمود رضا بیضائی

حضرت آیت‌الله بهجت قدس‌سره:

طیبات، غذاهای خوب و دیگر لذت‌های دنیا، روزهای بد و عاقبتِ ناگواری را درپی‌دارد که ثمره و نتیجه و مولود افراط و زیاده‌روی و غور در همان طیبات و لذات است. تازه این خوبی‌های دنیاست، بدی‌های آن چگونه است؟ برای دنیایی که خوبی‌هایش این چنین است، با هم مقاتله و نزاع می‌کنیم! بر سر این امر کشنده و زهر فریبنده و مُهلک نزاع داریم، من می‌گویم این سم مهلک مال من باشد، او هم می‌گوید مال من! همان دنیایی که کودک را جوان، و جوان را پیر، و پیر را نابود می‌کند!

 در محضر بهجت، ج١، ص٢۴٨

 2 نظر

خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت قدس‌سره:

11 آبان 1398 توسط شهید محمود رضا بیضائی

صبح جمعه، وقتی مجلس روضه در خانه برگزار می‌شد، همان جلوی در می‌نشست. هر کس وارد می‌شد جلوی پای او می‌ایستاد و با خوش‌رویی از او استقبال می‌کرد؛ فرقی نداشت چه کسی باشد. اگر کودک بود، برایش دعایی می‌خواند و نوازشش می‌کرد. گاه می‌گفت روضۀ علی‌اصغر علیه‌السلام بخوانند.
یک روز جمعه، در بین روضه در باز شد، آقا برخاست و دست بر سینه احترام گذاشت. نگاه که کردم کسی را ندیدم! تعجب کردم!
آقا که نشست تازه متوجه شدم، کودکی وارد شده بود که به نظر بیش از ده سال نداشت.
بر اساس خاطرۀ یکی از شاگردان آقا

این بهشت، آن بهشت، ص۵٧

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 332
  • 333
  • 334
  • ...
  • 335
  • ...
  • 336
  • 337
  • 338
  • ...
  • 339
  • ...
  • 340
  • 341
  • 342
  • ...
  • 421
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ضحی (شهیدمحمودرضابیضائی)

بسم الله الرحمن الرحیم «خدای من! این من هستم بنده تو همان که نبودم. تو مرا از کتم عدم بیافریدی و مقام خلیفه اللهی را برایم برگزیدی تو خوب می دانستی که هدف از خلقت و حکمتت چه بود اما این من بودم که خلقتم را فراموش کردم.» «بسم رب الشهداء و الصدیقین» **خاکریز فرهنگی-مذهبی **آلاله های بی قرار شهیدان: سردار سلیمانی، ابراهیم هادی، محمودرضا تورجی زاده، محسن حججی، محمودرضابیضائی «الهی وَ رَبِّی مَن لی غَیرُک أسئَله کَشَف الضُرّی وَ نَظَرَ فی أمری.» «رَبِّ هَب لی حُکمَا وَ ألحِقنی بِا الصالِحین» «رَبَّنا لا تُزِغ قُلوبَنا بَعدَ إذ هَدیتَنا وَ هَب لَنا مُن لَدُنکَ رَحمَه إنک أنتَ ألوَهاب» **اللهم عجل لولیک الفرج**

جستجو

موضوعات

  • همه
  • احکام
  • ادبی
  • اهل بیت(ع)
  • بدون موضوع
  • به قلم خودم
  • ترجمه لغات انگلیسی
  • ترجمه نهج البلاغه
  • ترجمه و تفسیر قرآن
  • حدیث روز
  • خاطره شهدا
  • دانستنی های تندرستی
  • زندگی نامه شهدا
  • شعر شهدا
  • صحیفه سجادیه
  • طب اسلامی
  • معرفی کتاب
  • مهدویت
  • وصیت نامه شهدا
  • چکیده مقالات
  • کلام بزرگان

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟