ضحی (شهیدمحمودرضابیضائی)

به خاکریز فرهنگی- مذهبی ضحی خوش آمدید. مولای من! یاری نما تا سربازت باشم، نه سربارت

جزای آزردن ولی از اولیای خدا

17 مهر 1400 توسط شهید محمود رضا بیضائی

پیامبر اکرم (ص) :

قالَ اللّهُ عز و جل : مَن آذى لي وَلِيّا فَقَدِ استَحَقَّ مُحارَبَتي .
خداوند عز و جل فرمود : «هر كس ولى اى از اولياى مرا بيازارد ، سزاوار [عُقوبت ]جنگ با من شده است» .
. مسند أبي يعلى : ج ۶ ص ۳۱۴ ح ۷۰۵۱
مناسبتهای امروز :
 روز جهانی پست[ میلادی ]

 نظر دهید »

همه خادم الرضاییم

15 مهر 1400 توسط شهید محمود رضا بیضائی

سال دوم حوزه بودم. بنابر این گذاشته شد که به اتفاق اساتید محترم و دوستان بزرگوار به زیارت مشهد مقدس مشرف شویم، اما بنده احساس می کردم، توانایی و شرایط رفتن برایم مهیا نیست، در یکی از روزها که دختر عمویم برای خدا حافظی به منزلمان آمده بود ، تا چشمش به من افتاد، شروع به گریه کرد و با گریه های او شوق رفتن هم در من زنده شد و من هم آماده این سفر معنوی شدم. روز رفتن فرا رسید. از شهرها و روستای مختلف گذشتیم تا این که به صحرای طبس رسیدیم؛ در این هنگام شب شد؛ جاده خلوت بود، فقط یک ماشینی از دور در حال حرکت بود؛ در بین راه اتوبوس خراب شد، اماخواست و مهر ورزی امام رضا(ع) سبب شد، آن ماشینی که از کمی دورتر می آمد ، به کمک راننده اتوبوس بیاید و آن را درست کند؛ تا بتوانیم به مسیر حرکتمان ادامه دهیم و شب در بین راه و بیابان نمانیم.

#همه_خادم_الرضاییم

#متن_انگیزیشی
بیایید همه خادم رضا شویم و به عشق امام رضا(ع) گره ای از مشکلی بگشاییم، تا روزی گره از کارمان برداشته شود.
#همه_خادم_الرضاییم

 2 نظر

از چه طریق به وجود خدا راه برده می شود؟

15 مهر 1400 توسط شهید محمود رضا بیضائی

امام رضا علیه السلام :

بِصُنعِ اللَّهِ يُستَدَلُّ عَلَيهِ و بِالعُقولِ تُعتَقَدُ مَعرِفَتُهُ و بِالفِطرَةِ تَثبُتُ حُجَّتُهُ .
از طريق ساخته‏‌هاى خدا، به وجود او راه برده مى‌‏شود و به واسطه خِردها، شناخت او حاصل مى‌‏گردد و از ره‏گذر فطرت، حجّت [و برهان بر وجود ] او ثابت مى‌‏شود.
التوحيد : ص ۳۵ ح ۲
مناسبتهای امروز :
 شهادت امام رضا علیه السلام[ قمری ]

 نظر دهید »

در هر حال مشکل گشا

13 مهر 1400 توسط شهید محمود رضا بیضائی

 

صدای مؤذن از گلدسته های مسجد گوش را نوازش می داد.
مشهدی علی آستین هایش را بالازد و به سمت حوض رفت. دست در حوض آب برد، مشتی بر صورتش ریخت، دوباره دستش را در حوض فرو برد و خواست مشتی دیگر بر صورتش بریزد که کسی با عجله و تند تند به درحیاط می کویید. مشهدی علی وضو را نیمه کاره رها کرد و به سمت در حیاط رفت. ملیحه خانم همسایه شان را پشت در  با ناراحتی  و اخم و چشمانی اشک آلود دید. مشهدی علی پرسشگرانه به سمت او نگاه کرد و گفت:
-سلام ملیحه خانم! خیر است چه شده؟ چرا گریه می کنید؟
ملیحه خانم! هنگامی که مشهدی علی را دید، صدای هِق هِق گریه اش بلند شد.

گریه نکن! به داخل حیاط بیا
ملیحه خانم در حالی که با گوشه ی چادرش اشک هایش را پاک می کرد، قدم در داخل حیاط گذاشت.
مشهدی علی او را به سمت سالن تعارف کرد و گفت:
- دخترم شما به سمت سالن به نزد حاج خانم برو من  نمازم را بخوانم خدمتتان می رسم.
ملیحه خانم به سمت سالن رفت. مریم خانم زن مشهدی علی که در آشپزخانه در حال تدارک شام بود؛ با صدای کوبیده شدن به در سالن از آشپزخانه بیرون آمد، با دیدن چهره ی ناراحت و پریشان و اشک آلود ملیحه خانم متعجب شد و به سمتش رفت، دستانش را فشرد و گفت:
-چی شده؟ چرا گریه می کنی؟ چه اتفاقی افتاده؟
ملیحه خانم در حالی که اشکهایش را با گوشه‌ی چادرش پاک می کرد گفت:
-چه بگویم از کدام درد بنالم؟
امروز رفتم جواب آزمایش پیمان را گرفتم، دکترش گفت: یکی از کلیه‌هایش از کار افتاده و آن دیگری هم چند درصد بیشتر کار نمی کند! الان مانده ام در این شهر غریب چه کار کنم؟ نه شوهری ، نه کسی که به ما کمک کند. چند روز قبل به برادرم و اقوام گفتم آن ها هم حال و روز خوبی نداشتند، درگیر مشکلات بودند و در آن حد نتوانستند کمکم کنند؛ به بانک رفتم، حسابم خالی بود! چند تکه از وسایل خانه را فروختم؛ ولی باز پول کم آوردم؛ از همه جا بریدم! خسته شدم، اگر پدرش خدا بیامرز زنده بود، ما این قدر به سختی نمی افتادیم!
مریم خانم در حالی که ملیحه خانم را دلداری می داد گفت:
-ملیحه خانم نگران نباش! خدا بزرگ است. توکل بر خدا داشته باش، ما در کنارت هستیم کمکت می کنیم و راه چاره ای پیدا می کنیم.
ملیحه خانم گفت:
- خدا شما را از بزرگی کم نکند، شما همیشه مثل خانواده ام بودید؛ در خانه‌تان همیشه به رویم باز بوده است، مشهدی علی هم که حق پدری را برای من تمام کرده است. الهی عاقبت به خیر باشید.
در همین هنگام که ملیحه خانم با مریم خانم صحبت می کردند؛ مشهدی علی نیز یا الله گویان وارد اتاق شد. در گوشه ی سمت چپ بالای اتاق نشست و ماجرا را از ملیحه خانم جویا شد، ملیحه خانم ماجرا به طور مفصل توضیح داد.
مشهدی علی در حالی که سرش را پایین انداخته بود و در فکر فرور رفته بود. گفت:
ان شاء الله فردا صبح ساعت هشت به در خانه ما بیا تا با همدیگر به بانک سرکوچه برویم؛ مقداری پس انداز در حسابم برای مکه کنار گذاشته بودم؛ همان را بر می دارم و به یکی از آشنایان هم می گویم تا وام به تو بدهد. بعد از آن جا پیمان را به بیمارستان می بریم و بستری می کنیم. نگران نباش همه چیز درست می شود، خدا بزرگ است.
ملیحه خانم در حالی که برق خوشحالی در چشمانش می درخشید، گفت:
- الهی مشهدی علی خیر ببینید که در حق من همیشه پدری کردید.


«. أَرْخِصْ نَفْسَکَ وَ اجْعَلْ مَجْلِسَکَ فِی الدِّهْلیزِ وَ اقْضِ حَوائِجَ النّاسِ.؛ خودت را [برای خدمت]در اختیار مردم بگذار، و محلّ نشستن خویش را درِ ورودی خانه قرار بده، و حوائج مردم را برآور.»
کلمة الامام المهدی علیه السلام، ص ۵۶۵

 نظر دهید »

در چه مواردی باید زبان خود را از سخن گفتن حفظ کرد؟

13 مهر 1400 توسط شهید محمود رضا بیضائی

امام علی علیه السلام :

كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَخزُنُ لِسانَهُ إلاَّ عَمَّا يَعنيهِ، ويُؤلِفُهُم ولا يُنَفِّرُهُم، ويُكرِمُ كَريمَ كُلِّ قَومٍ ويُوَلِّيهِ عَلَيهِم
«پيامبر خدا ، زبان خود را [از سخن گفتن،] جز در موارد نياز، حفظ مى‌كرد. در ميان مردم، تحبيبِ قلوب مى‌كرد و آنان را از خود نمى‌رانْد. كريم [و بزرگِ] هر قومى را گرامى مى‌داشت و رئيس آنان قرار مى‌داد .
عيون أخبار الرضا : ج ۱ ص ۳۱۶ ح ۱
مناسبتهای امروز :
 روز نیروی انتظامی[ شمسی ]
 روز جهانی معلم[ میلادی ]
 رحلت رسول اکرم (ص)[ قمری ]
شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام[ قمری ]
 
تـقـویـم حـدیـثـی

 نظر دهید »

سیاست دادگرانه چند چیز است؟

12 مهر 1400 توسط شهید محمود رضا بیضائی

امام علی علیه السلام :

سِياسَةُ العَدل ثَلاثٌ : لينٌ في حَزمٍ، و استِقصاءٌ في عَدلٍ، و إفضالٌ في قَصدٍ .
سياستِ دادگرانه سه چيز است: نرمىِ توأم با دورانديشى، عدالت كامل، و احسان همراه با ميانه روى.
غرر الحكم : ح ۵۵۹۲

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 42
  • 43
  • 44
  • ...
  • 45
  • ...
  • 46
  • 47
  • 48
  • ...
  • 49
  • ...
  • 50
  • 51
  • 52
  • ...
  • 421
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ضحی (شهیدمحمودرضابیضائی)

بسم الله الرحمن الرحیم «خدای من! این من هستم بنده تو همان که نبودم. تو مرا از کتم عدم بیافریدی و مقام خلیفه اللهی را برایم برگزیدی تو خوب می دانستی که هدف از خلقت و حکمتت چه بود اما این من بودم که خلقتم را فراموش کردم.» «بسم رب الشهداء و الصدیقین» **خاکریز فرهنگی-مذهبی **آلاله های بی قرار شهیدان: سردار سلیمانی، ابراهیم هادی، محمودرضا تورجی زاده، محسن حججی، محمودرضابیضائی «الهی وَ رَبِّی مَن لی غَیرُک أسئَله کَشَف الضُرّی وَ نَظَرَ فی أمری.» «رَبِّ هَب لی حُکمَا وَ ألحِقنی بِا الصالِحین» «رَبَّنا لا تُزِغ قُلوبَنا بَعدَ إذ هَدیتَنا وَ هَب لَنا مُن لَدُنکَ رَحمَه إنک أنتَ ألوَهاب» **اللهم عجل لولیک الفرج**

جستجو

موضوعات

  • همه
  • احکام
  • ادبی
  • اهل بیت(ع)
  • بدون موضوع
  • به قلم خودم
  • ترجمه لغات انگلیسی
  • ترجمه نهج البلاغه
  • ترجمه و تفسیر قرآن
  • حدیث روز
  • خاطره شهدا
  • دانستنی های تندرستی
  • زندگی نامه شهدا
  • شعر شهدا
  • صحیفه سجادیه
  • طب اسلامی
  • معرفی کتاب
  • مهدویت
  • وصیت نامه شهدا
  • چکیده مقالات
  • کلام بزرگان

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟