ضحی (شهیدمحمودرضابیضائی)

به خاکریز فرهنگی- مذهبی ضحی خوش آمدید. مولای من! یاری نما تا سربازت باشم، نه سربارت

نشانه مخصوص حضرت مهدی(عج)

15 شهریور 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی
نشانه مخصوص حضرت مهدی(عج)

نشانه مخصوص حضرت مهدی(عج)

امام رضا (ع) می‌فرماید:علامَتُهُ أَن یکوُنَ شَیخَ السِّنِّ شَابَّ المَنظَرِ حتّی أَنَّ النّاظِرَ اِلَیهِ یحسَبُهُ اِبنَ اَربعینَ سنةً.

نشانة مخصوص حضرت چهرة جوان بودن او در سن کهولت است به گونه‌ای است که هر کس حضرت را می‌بیند او را چهل ساله می‌پندارد.
(اِعلامُ الوَری، ص ٤٣٥)

 2 نظر

ذکر روز شنبه

15 شهریور 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی
ذکر روز شنبه
 نظر دهید »

زندگینامه شهید محمودرضا بیضائی

14 شهریور 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

معرفی شهید

نام و نام خانوادگی : محمودرضا بیضائی
نام پدر: 
محل تولد: تبریز
تاریخ تولد : ۶۰/۹/۱۸
تاریخ شهادت: ۹۲/۱۰/۲۹
محل شهادت: قاسمیه دمشق، سوریه
محل دفن: تبریز
وصعبت تاهل: متاهل
تعداد فرزندان : ۱


زندگی نامه
شهید محمودرضا بیضائی در ۱۸ آذرماه سال ۱۳۶۰ در خانواده‌ای مذهبی و دارای ریشه روحانیت در تبریز متولد شد. تحصیلات ابتدائی، راهنمایی و دبیرستان را در تبریز گذراند. در دوره تحصیلات دبیرستان به عضویت پایگاه مقاومت شهید بابایی – مسجد چهارده معصوم (ع) شهرک پرواز تبریز – درآمد و حضور مستمر در جمع بسیجیان پایگاه، اولین بارقه‌های عشق به فرهنگ مقاومت و ایثار و شهادت را در او بوجود آورد.

 در همین ایام با رزمنده هنرمند بسیجی، حاج بهزاد پروین قدس، آشنا شد. این آشنایی، بعدها زمینه ساز آشنایی مبسوط با میراث مکتوب و تصویری دفاع مقدس و انس با فرهنگ جبهه و جنگ شد. دیدار و مصاحبه با خانواده شهدا و گردآوری خاطرات شهدا و جمع آوری کتاب‌ها و نشریات حوزه ادبیات دفاع مقدس از ثمراتی بود که آشنایی با حاج بهزاد با خود داشت. ورزشکار بود و به ورزش کاراته علاقه داشت و از ۱۰ سالگی به این ورزش پرداخته بود. در سال ۷۲ همراه تیم استان آذربایجانشرقی در مسابقات چهارجانبه بین المللی در تبریز به مقام قهرمانی دست پیدا کرد. فوتبال، دیگر ورزش مورد علاقه او بود و بدنبال تعقیب حرفه‌ای این ورزش بود که بخاطر پرداختن به درس از پیگیری آن منصرف شد. در سال ۷۸ با اخذ دیپلم متوسطه در رشته علوم تجربی، عازم خدمت سربازی شد. دوره آموزش را در اردکان یزد گذراند و ادامه خدمت را در پادگان الزهراء (س) نیروی هوایی سپاه پاسداران در تبریز به انجام رساند. آشنایی نزدیک با نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این دوره، نقطه عطف زندگی شهید بیضائی محسوب می‌شود. بعد از اتمام خدمت سربازی، علیرغم تشویق اطرافیان به ادامه تحصیل در دانشگاه، با اختیار خود و با یقین کامل، عضویت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را انتخاب نمود و در بهمن ماه سال ۸۲ وارد دوره افسری دانشکده امام علی (ع) سپاه شد. ورود او به دانشکده افسری ملازم با هجرت او از تبریز به تهران بود که با این هجرت ادامه زندگی را در جهاد فی سبیل الله رقم زد. او نام مستعار «حسین نصرتی» را در سپاه برای خود انتخاب نموده بود که به گفته خودش برگرفته از ندای «هل من ناصر ینصرنی» مولای خود حسین بن علی (ع) و کنایه از لبیک به این ندا بود. در شهریور ماه سال ۸۵ از دانشکده افسری فارغ التحصیل گردید و قدم در راهی گذاشت که تا آخرین لحظه حیات ظاهری او، هیچ تزلزلی در پیمودن آن در وی مشاهده نشد. پرکاری و ساعت‌های انگشت شمار خواب در طول شبانه روز از ویژگی‌های بارز او بود بطوریکه کار در روزهای جمعه را هم در یکی از جلسات اداری در محل کار خود به تصویب رسانده بود و به این ترتیب کارش تعطیلی نداشت. معتقد بود شهادت در راه خدا مزد کسانی است که در راه خدا پرکارند و شهدای جنگ تحمیلی را شاهد این حرف خود معرفی می‌کرد. بدلیل علاقه فراوان به کار خود، برای تشکیل خانواده حاضر به رجعت به تبریز نبود و در ۲۵ اسفند سال ۸۷ مقارن با سالروز میلاد پیامبر اعظم (ص) و امام جعفر صادق (ع) با همسری فاضله از خانواده‌ای ولایتمدار در تهران ازدواج کرد و ساکن تهران شد. ثمره این ازدواج دختری بنام «کوثر» است که در ۲۵ اسفند ۹۱ متولد شد. علاقه و عشق وصف ناشدنی محمودرضا به آرمان جهانی امام خمینی (ره)، یعنی تشکیل نهضت جهانی اسلام، روحیه خاصی را در وی بوجود آورده بود که تا آغاز جنگ در سوریه، در جهت تحقق آن تلاش و مجاهدت شبانه روزی داشت. همواره مطالعه دینی و سیاسی داشت و به اخبار و وقایع داخلی و خارجی بخصوص تحولات جهان اسلام اشراف داشت و این وقایع را تحلیل‌ می‌کرد. تعصب آگاهانه‌ و وافری به انقلاب اسلامی، رهبری و نظام داشت. در ایام فتنه ۸۸ شب و روز آرام و قرار نداشت. تمام اخبار و وقایع فتنه را رصد می‌کرد و در معرکه دفاع سخت از انقلاب اسلامی در ایام فتنه، چندین بار جان خود را به خطر انداخت. صاحب موضع بود و در بحث‌ها بخوبی استدلال می‌کرد. می‌گفت این انقلاب تنها نقطه امید مستضعفین عالم است و هرگونه تهدیدی که متوجه موجودیت انقلاب اسلامی باشد، می‌تواند جبهه مستضعفین و علاقمندان انقلاب اسلامی در جهان را سست کند و نگرانی عمیقی از این بابت داشت. محمودرضا به زبان عربی تسلط کامل داشت و آنرا با لهجه‌های عراقی و سوری تکلم می‌کرد و بخاطر آشنایی با زبان عربی با رزمندگان نهضت جهانی اسلام آشنایی نزدیک و ارتباطی تنگاتنگ داشت. به مقاومت اسلامی لبنان و رزمندگان حزب الله و همینطور به شیعیان مستضعف و مجاهد عراقی تعلق خاطر داشت و آنها را می‌ستود. با آغاز جنگ در سوریه از سال ۹۰ برای دفاع از حرمهای آل الله (ع) و یاری جبهه مقاومت، آگاهانه عازم سوریه شد. اعزام‌های داوطلبانه مکرر و حضور مداوم در جبهه سوریه، روحیه رزمندگی را در وجودش تثبیت کرده بود و در دو سال آخر حیات ظاهری خود، به معنی واقعی کلمه زندگی یک رزمنده را داشت. بخاطر تعلقی که از نوجوانی به ثبت اسناد میراث دفاع مقدس داشت، در جبهه سوریه نیز به جمع آوری اسناد جنگ همت گماشته بود و در هر بار بازگشت به ایران، آثاری از جنگ از جمله تصاویری که با دوربین خود ثبت کرده بود و آثاری که از تکفیری‌ها در صحنه‌های درگیری بجا مانده بود را همراه داشت. اوج توفیقات خود در این جبهه را حضور در عملیاتی می‌دانست که در تاسوعای سال ۹۲ در منطقه «حجیره» برای آزادسازی کامل اطراف حرم مطهر حضرت زینب (س) انجام گرفت و منجر به پاکسازی حرم تا شعاع چند کیلومتری از لوث وجود تکفیری‌ها شد. در آخرین اعزام خود در دیماه ۹۲ به یکی از یاران نزدیک خود اعلام کرد که این سفر برای او بی‌بازگشت است و از دو ماه پیش از اعزام بدنبال هماهنگی برای محل تدفین خود بود. سرانجام، بعد از دو سال حضور در جبهه سوریه، در بعد از ظهر ۲۹ دیماه ۹۲ همزمان با سالروز میلاد پیامبر اعظم (ص) و امام جعفر صادق (ع) در اثنای درگیری با مزدوران تکفیری استکبار در حالیکه فرماندهی محور عملیاتی در منطقه «قاسمیه» در جنوب شرقی دمشق را بر عهده داشت، در اثر اصابت ترکش‌های یک تله انفجاری به ناحیه سر و سینه، به فیض شهادت نائل آمد. در یکی از دستنوشته‌هایی که از شهید بیضائی بجا مانده، او از جبهه سوریه تعبیر به «خط مقدم نبرد بین حق و باطل» نموده و با تأکید بر اینکه «این خاکریز نباید فرو بریزد، نباید» نوشته است: «تمام دنیا جمع شده‌اند؛ تمام استکبار، کفار، صهیونیست‌ها، مدعیان اسلام آمریکایی، وهابیون آدمکش بی‌شرف، همه و همه جبهه واحدی تشکیل داده‌اند و هدفشان شکست اسلام حقیقی و عاشورایی، رهبری ایران و هدفشان شکست نهضت زمینه‌سازان ظهور است و بس. و در این فضای فتنه آلود، متأسفانه بسیاری از مسلمین نا آگاه و افراطی نیز همراه شده‌اند تا این عَلَم و این نهضت زمینه‌ساز را به شکست بکشانند که اگر این اتفاق بیفتد، سالها و شاید صدها سال دیگر باید شیعه خود دل بخورد تا تحقق وعده الهی را نزدیک ببیند.»

منبع: 

دبیرخانه مرکزی ستاد مردمی تکریم شهدای مدافع حرم

 8 نظر

یک شهید یک خاطره

14 شهریور 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی
یک شهید یک خاطره
 نظر دهید »

نظر حضرت علی(ع) در مورد انتظار فرج

14 شهریور 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

نظر حضرت علی(ع) در مورد انتظار فرج

مولی امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)»:
اِنتَظِروا الفَرَجَ وَلا تَیأسُوا مِن رَوحِ الله.
همواره در انتظار (فرج و ظهور صاحب‌الزمان علیه‌السلام) باشید و یأس و ناامیدی از رحمت خدا به خود راه مدهید.

(بحار، ج ١٥، ص ١٢٣)

 نظر دهید »

ادامه نقش حضرت زینب(س) بعد از قیام عاشورا

14 شهریور 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

ادامه نقش حضرت زینب(س) بعد از قیام عاشورا

1.حضرت زینب (سلام الله علیها )در مجلس ابن زیاد

حضرت زینب (سلام الله علیها) نه تنها در حج مردم کوفه سخنرانی کرد و مردم را ازکار زشتی که انجام دادند آگاه ساخت درکاخ ابن زیاد نیز خطبه هایی ایراد فرمود و پایگاه فکری ابن زیاد را هدف قرار داد و با بیانات خود آنان راکوبید هنگامی که آن حضرت به صورت ناشناس درگوشه ای از مجلس نشسته بود ، ابن زیاد سؤال کرد این زن کیست ؟گفتند : این زن دختر حضرت علی( علیه السلام  )است ، ابن زیاد رو به آن حضرت کرد وگفت : شکر خدا که شمارا رسوا کرد و دروغهای شمارا رسوا ساخت!حضرت زینب (سلام الله -علیها )فرمودند : فاسق آن کسی است که رسوا شد و دروغگو شخص بدکاراست که ما نیستیم . ابن زیاد گفت :رفتار خدا را با برادر وخاندانت چگونه دیدی؟حضرت زینب( سلام الله علیها )فرمود : جز زیبایی ندیدم .

اینان کسانی بودند که خداوند شهادت را برآنها رقم زده بود وآنان نیز به سوی خوابگاه ابدی خود شتافتند و به همین زودیها ،خداوند میان تو وآنان را جمع خواهد کرد و آنان با تو مخاصمه خواهند نمود درآن دادگاه بنگرکه پیروز واقعی چه کسی است؟مادرت درعزایت گریه کند ای پسر مرجانه !ابن زیاد به حدی به خشم وغضب آمد که تصمیم به قتل حضرت گرفت وعمروبن حریث خطاب به ابن زیاد گفت : او زن است وکسی زن را به خاطر گفتارش مؤاخذه وکیفر نمی کند . ابن زیاد به حضرت زینب (سلام الله علیها )گفت : خداوند دل مرا باکشتن امام حسین(علیه السلام) وخاندان تو که مردی سرکش بودند شفا بخشید وشاد نمود، آن حضرت فرمود : «به جان خودم سوگند تو بزرگ خاندان مرا کشتی وریشه مرا خشکاندی اگر دل تو با این چیزها شفا می یابد باشد». ابن زیاد گفت :« این زن چه موزون و با قافیه سخن می گوید به جان خودم سوگند که پدرش نیز مردی بود شاعر و قافیه پرداز ، حضرت زینب( سلام الله علیها) فرمود: ابن زیاد زن را با سجع وقافیه چکار است .[1]

2. بازتاب خطبه حضرت زینب( سلام الله علیها)

 خطبه های کوبنده حضرت زینب( سلام الله علیها) آنچنان اوضاع را آشفته کرد که یزید نتوانست آن را مهار کند خصوصاًهنگامی که خطبه های افشاگرانه امام سجاد (علیه السلام) با خطبه های حضرت زینب (سلام الله علیها )به هم آمیخته شد یزید موقعیت خود را متزلزل می یافت و ازآن بیم داشت مردم که از حقایق دور بودند متوجه نقشه های او شوند و به شورش و قیام برخیزند سخنان جانسوز امام سجاد( علیه السلام )وحضرت زینب (سلام الله علیها) آنچنان اثر عمیق در مردم گذاشت که همگان از شدت خشم و ناراحتی صدا به ضجه وناله بلند کردند و یزید با آن قدرتش نتوانست آنها را مهار کند و برای اینکه خود را از این خطر سهمگین برهاند راهی جز عذر خواهی ندید اما این از نیرنگ یزید بود که با آن عذرخواهی می -خواست عمل ننگین خود را پرده پوشی نماید و جو آشفته را آرام نماید به همین خاطر گاه و بی گاه پشیمانی خودرا ازشهادت امام حسین (علیه السلام)ابراز می داشت اما حضرت زینب (سلام الله علیها )با نطق شور انگیز خود ماسک فریب را از چهره یزید آنچنان درید که ماهیت ضداسلامی او برکسی پوشیده نماند و با بیان زندگی وجنایت او فطرت مردم را بیدار نمود و یزید را در موجی از خشم و نفرت قرار داد و به آنها فهماند که هدف ما از این خطبه ها بیان این حقیقت است که ما حق وحقیقت هستیم و رسالت ازآن خاندان ماست نه شما حرامزادگان ، بدیهی است کسی که نمی تواند از عمل خود دفاع نماید و از بیان آن شرم دارد شکست خورده است وکسی که از عمل خود دفاع نماید پیروز است .

یزید آنچنان خود را درمانده یافته بود که از عمل خود شرم داشت لکن حضرت زینب (سلام الله -علیها)درهر فرصتی فریاد می کشید و از اهداف شیعیان کربلا سخن می گفت منطق حضرت زینب( سلام الله علیها) به قدری روشن بود و بردلها می نشست که با همین منطق  رسا بود که توانست از آرمان بلند ومقدس برادرانش دفاع نماید وآن را به عنوان نقطه عطفی در تاریخ مبارزان به ثبت برساند [2].

3. برباد رفتن نیم قرن تبلیغات حزب اموی

حزب اموی از مرحله رحلت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) به بعد حرکت عمیق وگسترده ای علیه مکتب ولایت و رهبران اسلام ناب آغاز کرد وتا آنجا پیش رفت که شخصیتی  چون حضرت علی( علیه السلام) که سالها بربالای منابر نماز جمعه وجماعت می خواند مستحق لعن و نفرین قرارداد ، این تبلیغات سوء نیم قرن ادامه یافت تا آنکه حضرت امام حسین(علیه السلام) را به عنوان خارجی کشتند وخاندان اورا به اسارت بردند . معاویه بارهاکوشید که حتی نام پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) را از اذان مسلمانان حذف کند وتلاشها برای محو آثار اسلام کردند ، اما کاری که حضرت زینب( سلام الله علیها) در مرحله دوم قیام عاشورا انجام داد این تأثیر بزرگ را داشت که تبلیغات سنگین ،گسترده و ریشه دار که در تاریخ اسلام ریشه دوانیده و حقیقتی مسلم تلقی شده را از بین ببرد و صورت واقعی خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)را به مردم آن زمان و به همه تاریخ نشان دهد و تبلیغات 50 ساله حزب اموی را محو کند .

 4. به منزل رساندن بار انقلاب

قیام حضرت زینب( سلام الله علیها )آنگاه شکوه خود را نمایان ساخت که حضرت حماسه حسینی را کامل کرد و بار انقلاب عاشورا را به منزل مقصود رساند . آنگاه که حضرت به مدینه باز گشت بسیار افتخار آمیز و سربلند بود زیرا طاغوت زمان را به رسوایی کشانده بود و قیام سالار شهیدان را از خطرات رهانیده و نقشه های حزب اموی را از میان برد و رسالت خویش را با موفقیت به اتمام رسانیده بود . چقدر سطحی نگر ونابخرد بودند آنان که آن حضرت را اسیر کردند و او را گرفتار می پنداشتند اما در حقیقت آنان  بودند که دراسارت حضرت زینب( سلام الله علیها )قرار داشتند که زمام حوادث را به هر سو که می خواستند می -کشاندند و ایشان حوادث را به سوی پیروزی حق و نابودی باطل می برد وهمین قدر نیز جاهلند کسانی که بُعد حماسی انقلابی و سیاسی قیام آن حضرت را نادیده می گیرند وصرفاً بُعد عاطفی و مصیبتی شخصیت ایشان را می بینند . حضرت زینب (سلام الله علیها )ظلم ستیز و مستکبر ستیز است که با فریاد پرشور خود فرعون زمان را تحقیر نمود[3].


منبع:
[1] .عباس ، عزیزی ، لهوف ، ص27 .
[2] . اعظم ، شبیری ، همان کتاب ، ص176 .
[3] . مرتضی ، مهدوی یگانه ،"همان کتاب “، ص20 .

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 146
  • 147
  • 148
  • ...
  • 149
  • ...
  • 150
  • 151
  • 152
  • ...
  • 153
  • ...
  • 154
  • 155
  • 156
  • ...
  • 421
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ضحی (شهیدمحمودرضابیضائی)

بسم الله الرحمن الرحیم «خدای من! این من هستم بنده تو همان که نبودم. تو مرا از کتم عدم بیافریدی و مقام خلیفه اللهی را برایم برگزیدی تو خوب می دانستی که هدف از خلقت و حکمتت چه بود اما این من بودم که خلقتم را فراموش کردم.» «بسم رب الشهداء و الصدیقین» **خاکریز فرهنگی-مذهبی **آلاله های بی قرار شهیدان: سردار سلیمانی، ابراهیم هادی، محمودرضا تورجی زاده، محسن حججی، محمودرضابیضائی «الهی وَ رَبِّی مَن لی غَیرُک أسئَله کَشَف الضُرّی وَ نَظَرَ فی أمری.» «رَبِّ هَب لی حُکمَا وَ ألحِقنی بِا الصالِحین» «رَبَّنا لا تُزِغ قُلوبَنا بَعدَ إذ هَدیتَنا وَ هَب لَنا مُن لَدُنکَ رَحمَه إنک أنتَ ألوَهاب» **اللهم عجل لولیک الفرج**

جستجو

موضوعات

  • همه
  • احکام
  • ادبی
  • اهل بیت(ع)
  • بدون موضوع
  • به قلم خودم
  • ترجمه لغات انگلیسی
  • ترجمه نهج البلاغه
  • ترجمه و تفسیر قرآن
  • حدیث روز
  • خاطره شهدا
  • دانستنی های تندرستی
  • زندگی نامه شهدا
  • شعر شهدا
  • صحیفه سجادیه
  • طب اسلامی
  • معرفی کتاب
  • مهدویت
  • وصیت نامه شهدا
  • چکیده مقالات
  • کلام بزرگان

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟