هوای خشنودی خدا
امام حسن عليه السلام:
كسى كه در دلش هوايى جز
خشنودى خداوند نگذرد، من
ضمانت می كنم كه خداوند
دعايش را مستجاب می كند.
?بحارالانوار،ج۴۳،ص۳۵۱
امام حسن عليه السلام:
كسى كه در دلش هوايى جز
خشنودى خداوند نگذرد، من
ضمانت می كنم كه خداوند
دعايش را مستجاب می كند.
?بحارالانوار،ج۴۳،ص۳۵۱
﷽
درمان بیماریها با تره
امام صادق علیه السلام میفرماید:
تره بخورید؛ زیرا در آن چهار فایده است:
دهان را خوشبو میکند،
باد معده را طرد میکند،
و بواسیر را قطع میکند،
و امان از جذام است.
الکافی، کلینی، ص ۳۹۶،ح ۴
تره درمان طحال، خونریزی بدن و سرطان خون
در روایت آمده است:
غلامی که گفته میشد بیماری طحال دارد، به امام کاظم علیهالسلام شکایت کرد. فرمود: به او سه روز تره بدهید. راوی میگوید این کار را کردیم و خوب شد.
الکافی، کلینی، ص ۳۶۵، ح ۱
مسوولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت - ارواحنا فداه - است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسایل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسوولین را از وظیفه ای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمایند، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند.
#امام_سید_روح_الله_موسوی_خمینی
#صحیفه_امام
#امام_خمینی
صحیفه نور،جلد 21،صفحه 108
پیام امام خمینی (ره) به مهاجرین جنگ تحمیلی به مناسبت نیمه شعبان
مورخ:1368/01/02
در پایان شهریور ماه سال 1343 در باغ های شقایق ایران اسلامی، روستای قطرویه از توابع خطه سر سبز نی ریز و میان خانواده ای مذهبی و پایبند به دین مبین اسلام و علاقمند به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) گلی روئید که او را به عشق آخرین سفیر الهی «محمد» نامیدند. در محیط معنوی خانه رشد یافت و کودکی را پشت سر گذاشت. برای آموختن، دوره ابتدایی را در دبستان یزدانی آغاز و به پایان برد. سپس دوره راهنمایی را در مدرسه امیر کبیر با موفقیت به اتمام رساند. برای ادامه تحصیل به شهرستان نی ریز مهاجرت کرد و در دبیرستان شهید بهشتی مشغول به احصیل شد. همزمان با اوج گیری انقلاب اسلامی در تظاهرات مردمی و راهپیمائی ها شرکت کرده و انزجار خود را از خودکامگی و بیداد پهلوی اعلام می داشت و از ابراز علاقه وافر خود به امان ابائی نداشت. دوران تحصیل وی مصادف بود با تحمیل جنگ عراق علیه ایران.
محمد برای حفاظت از دست آوردهای انقلاب واطاعات از فرمان امام و مقتدای خود، در سال چهارم دبیرستان ، در اول بهار 1363 درس و کلاس را رها کرده و به جبهه رفت . هنگامی که به جبهه اعزام می شد و می رفت، دو مسئله را یاد آور شد. گفت دو چیز را باید فراموش کرد:
1- خوبیهایی که به دیگران نموده اید.
2- بدیهایی که دیگران به تو کرده اند.
و دو مطلب را باید مدنظر قرار داد:
1- خداوند بزرگ
2- مرگ
محمد انسانی بود ساکت و سعی می کرد در کلام زیاده روی نکند و اگر از او سؤالی می شد، جواب می داد. با همه خوشرفتاری می کرد و احترام خاصی برای پدر و مادر و برادر بزرگتر خود قائل بود. همیشه و در همه حال رعایت حال خانواده را می کرد. فردی خود ساخته بود و هر کاری که می خواست انجام دهد، اول درباره آن فکر می کرد، سپس با دیگر اعضای خانواده مشورت می کرد. در سلام کردن از دیگران پیشی می گرفت و در رفتار با اعضای خانواده حد و مرز را نگاه می داشت، حتی در شوخی کردن
محمد هنگام اعزام به جبهه می گفت وقتی ما راحت هستیم که امام از ما راضی باشد، جنگ به نفع اسلام تمام شود، دین اسلام با کمال ابهت برقرار باشد و پرچم محمد(ص) تا بد در جهان باقی بماند.
در سه نوبت به جبهه اعزام شد و در جمع دلیر مردان گردان کمیل، دی ماه 1365 حضور پیدا کرد و در عملیات کربلای 4 و 5 شرکت نمود. در آخرین اعزام در کربلای پنج حضور یافت و در مشهذ شلمچه، 25/10/1365 با قساوت دشمن بال و پرش سوخت و خود به میهمانی پروردگار در بهشت رضوان الهی رفت. پیکر مطهرش در زادگاهش تشیع و در گلزار شهدای قطرویه به خاک سپرده شد.
شادی روح شهدا و شهید فوق صلوات .
منبع: مهین مهرورزان، غلامرضا شعبانپور، ص400-401
امام خمینی (ره): ای مسلمانانی که در کنار خانه خدا به دعا نشسته اید! به ایستادگان در مقابل آمریکا و سایر ابر قدرت ها دعا کنید و بدانید که ما با عراق جنگی نداریم و مردم عراق پشتیبان انقلاب اسلامی ما هستند، ما با آمریکا در ستیزیم و امروز دست آمریکا از آستین دولت عراق بیرون آمده است و به امید خدا این ستیز تا استقلال واقعی ادامه دارد که بارها گفته ام ما مرد جنگیم و تسلیم برای مسلمان معنا ندارد
#امام_خمینی
صحیفه نور، جلد 13،صفحه 84
حضرت آیتالله بهجت قدسسره:
منشأ اینقدر تفاوت بین ما و علمای گذشته ـ که صاحب آن همه کرامات بودند ـ و علت عقبماندگی ما از آنها چیست؟ باید منشأ آن را پیدا کرد. با اینکه آنها هم همین کارهایی را که ما به آن مشغولیم ـ از قبیل درس و مباحثه و تدریس و تلمذ و نوشتن ـ انجام میدادند. آیا علت آن است که آنها مستحبات را بهجا میآوردند؟ گمان میکنم اگر تفحص کنیم، پیدا میکنیم که فرق ما و آنها در چیست. با اینکه امکانات زندگی آنها از ما کمتر بود، ولی حرکتشان بیش از ما و نتیجه کارشان بیشتر بود. ما با اتوبوس و هواپیما در مدت حدود یک ساعت از تهران به اصفهان میرویم و به منبر میرویم. ولی چقدر در مردم اثر گذاشتهایم؟ و چقدر مردم را اصلاح کردهایم؟ ولی آنها همین فاصله را در طول یک ماه و یا یک هفته و یا چند روز میرفتند. بااینحال، خدا میداند که مردم زمانشان چقدر روبهراهتر بودند و چقدر علما آثار مثبت در میان آنها گذاشتهاند.
? در محضر بهجت، ج۲، ص۳۴۳