ضحی (شهیدمحمودرضابیضائی)

به خاکریز فرهنگی- مذهبی ضحی خوش آمدید. مولای من! یاری نما تا سربازت باشم، نه سربارت

حضرت زینب ( سلام الله علیها ) و مدال انسانیت

18 بهمن 1401 توسط شهید محمود رضا بیضائی

آنگاه که در پشت درب‌های تنهایی و بی فایی زمانه محبوس شده‌ای حسین وجودت را می یا بی که با ندای آرام بخش خود تو را به صبوری و استقامت دعوت می نماید ، آنگاه که فصاحت و بلاغت گفتارت همچون رعدی برق آسا دل های خاموش و خفته در خواب غفلت آد م ها را می رباید و از غم و اندوه زمانه قامتت همچون شمشیری بی عدالتی ها را می شکافد و از باران وجودت پرده های فریب و نفاق شسته می -شود آنگاه که حجابت سایبان زمینان است و کوچه پس کوچه های بی کسی را در پشت پرده سکوت زمانه طی می‌کنی ، کجاوه وجودت ندای آزادی و حریتت را سر میدهد ، تاریخ مدال افتخار و انسانیتت را گردن آویز وجودت می نماید و آنگاه که ندای ((ما رأیتُ إلاجَمییلا )) ی وجودت در آسمان ها طنین انداز می شود به عنوان بهترین الگو در تاریخ به یادگار می مانی ……!

 نظر دهید »

تاج گذار ی بندگی

18 بهمن 1401 توسط شهید محمود رضا بیضائی

مراسم تاج گذاری بندگی

دیدن تصویر رهبر همراه با دخترکانی پاک و زیبا در مراسم جشن تکلیفشان که چون فرشته ای در اطراف پدر معنویشان پروانه وار می چرخیدند، مرا یاد خاطره دوران جشن تکلیفم انداخت که از مسجد محل شروع پروازمان بود، همراه با حال و هوای روحانی و معنوی حس ناب و چادرهای نماز سفید گل گلی که همه چون فرشته هایی در حال پرواز بودیم و راهنمای مسییرمان حاج آقای روحانی مهربانی بود که با صدا زدن اسممان وسیله سفرمان را به دستمان می داد که در طول این مسیر پر فراز و نشیب که تا بلندای ابدیت ادامه دارد، مراقب باشید، شیطان نفس سد راهتان نشود، مراقب باشید پرواز سالمی داشته باشید، مراقب باشید تاج بندگیتان را از سرتان برندارند، محیط ملکوتی و معنوی آن روز در هر زمان با دیدن این مراسم برایم تکرار می شود و چه زیبا در مقابل چشمانم حک می شود.
در آن روز من و خواهرم با هم مکلف شدیم؛ اما حس با هم بودن حس پروازی زیبا و آرام اگر چه یک نفرمان چادر نماز دخترعمویمان را به امانت گرفته بود، بدون هیچ ناراحتی و دلخوری از نبود چادر نماز نو زیبا و لذت بخش بود.
#به_قلم_خودم

 نظر دهید »

شهدا رفتند تا

13 بهمن 1401 توسط شهید محمود رضا بیضائی

شهدا رفتند تا….

شهدا رفتند تا به ما بیاموزند، انسانیت را معنای واقعی آزادی را، ولایت مداری را، اما فکر ها و قلب ها تسخیر شد، تسخیر احساساتی زودگذر و فردایی نا مشخص که استقلال و آزادگی خود را ارج نمی نهند و در پی مسیر گمراه کننده از این سو به آن سو می شتابند و رهبران الهی و آسمانی را وا می نهند و در پی رهبرانی می روند که هیچ سعادتی را برای او تضمین نمی کنند؛ چرا که آنان اگر تضمین کننده سعادت بودند، چاره ای برای سعادت مندی خود می اندیشند، لذا باید مسیر و حرکت و سیر زمانی و مکانی خود را به سمت سعادت و انسانیت سوق داد و پرچم کشور و سرخ شهادت را همچنان بالا نگه داشت و عزت و استقلالی که با بهای سنگین به دست آمد، به همین سادگی از دست نداد.
پس این لحظات ناب را باید دریافت و چون طلایی ارزشمند آن را از دست نااهلان زمانه حفظ نمود.

 نظر دهید »

فصل ظهور

10 بهمن 1401 توسط شهید محمود رضا بیضائی

مولای من! 

سلام روزهایم می گذرد و فصل ها نیز در گذرند از این فصل به آن فصل ، اما نمی دانم کی از فصل غیبتت به فصل ظهورت خواهیم رسید!

مولای من! مرا آماده ی فصل ظهورت گردان. 

 نظر دهید »

سروری یعنی چه؟

10 بهمن 1401 توسط شهید محمود رضا بیضائی

امام حسن علیه السلام :

سَأَلَ أميرُ المُؤمِنينَ(ع) ابنَهُ الحَسَنَ بنَ عَلِيٍّ(ع)، فَقالَ: … يا بُنَيَّ! مَا السُّؤدَدُ؟ قالَ: اِصطِناعُ العَشيرَةِ وَاحتِمالُ الجَريرَةِ. قالَ: فَمَا الغِنى؟ قالَ: قِلَّةُ أمانِيِّكَ وَالرِّضى بِما يَكفيكَ. قالَ: فَمَا الفَقرُ؟ قالَ: الطَّمَعُ وشِدَّةُ القُنوطِ.
امير مؤمنان(ع) از فرزندش حسن(ع) پرسيد:… «پسر عزيزم ! سروَرى، يعنى چه؟». پاسخ داد: احسان به خويشان و تحمّل گناه ديگران. پرسيد: «بى نيازى، به چه معناست؟». پاسخ داد: كمىِ آرزوهايت و خشنودى به آنچه كفايتت مى‌كند. پرسيد: «فقر، يعنى چه ؟». پاسخ داد: طمع داشتن [به ديگران] و نااميدى شديد.
معاني الأخبار : ص ۴۰۱ ح ۶

 نظر دهید »

روزگار عصمت قسمت چهارم

03 بهمن 1401 توسط شهید محمود رضا بیضائی

روزگار عصمت

✨قسمت چهارم

🌾شهادت آیت‌الله‌بهشتی خاطرش را بسیار آزرد. روان شدن اشک‌ چشم در اختیارش نبود. عصمت عقیده داشت: «راز و رمز پیروزی بر مستکبران جهان، هدایت امام و روحانیون مبارزند و آنان ذخیره‌ی نظام هستند.»

☘عصمت را می‌شد منتظر واقعی نامید. به دوستانش نگاهی از روی محبت می‌کرد و می‌گفت: «بیا با اخلاق و رفتار خوبمون ظهور حضرت مهدی ‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف رو نزدیک کنیم.»

⚡️هواپیماهای جنگی دشمن به صورت پی‌درپی شهر بی‌دفاع دزفول را زیر بمباران خود گرفته بودند و از سوی دیگر زمینی هم پیشروی داشتند. او در ستاد پشتیبانی جنگ به کمک می‌پرداخت. همچنین مسئولیت پایگاه بسیج شهر را به عهده گرفت. آموزش نظامی زنان برای دفاع در برابر پیشروی دشمن را نیز به عهده گرفت.

💫کسی باورش نمی‌شد او نوزده ساله باشد. در حالی که دیگران را برای کمک به مردم تشویق می‌کرد، خودش در صف اول بود.
خود را به خانه‌هایی می‌رساند که در اثر حملات موشکی به تلی از خاک تبدیل شده بودند. برای بیرون آوردن مجروحین و شهداء کمک می‌کرد.

🍃ساعت‌های متمادی به غُسل و کفن‌کردن شهداء مشغول می‌شد. همان سال‌ها با رزمنده‌ای که مداوم در جبهه‌ها حضور داشت ازدواج کرد تا انجام این سنت حسنه را با سادگی‌ تمام و قناعت به دیگران نشان دهد.

✨آرزوی شهادت داشت. بارها به دوستانش گفته بود: «آرزوم اینه مثل حضرت‌ زهرا‌ سلام‌الله‌علیها در زیر چادرم شهید بشم.»
حتی شب‌ها با حجاب کامل به رختخواب می‌رفت. وقتی از او علت را پرسیدند گفت: «اگه موشک به خونمون خورد، موقع بیرون کشیدن جسمم، چشم نامحرم بهم نخوره.»

🌾شصت‌وششمین روز ازدواجش بود، همراه جاری و مادرشوهرش به مراسم بزرگداشت شهدای بُستان رفت. همراه با جمعیتی از مردم روی پُل قدیم دزفول جمع شده بودند که هواپیماهای دشمن بعثی آن‌ها را موشک‌باران کردند. عصمت در حالی که تکبیر می‌گفت همان‌گونه که آرزو داشت در آغوش حجاب به ملاقات شهادت رفت.

پایان

#داستانک
#شهیده_عصمت_پورانوری

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 30
  • 31
  • 32
  • ...
  • 33
  • ...
  • 34
  • 35
  • 36
  • ...
  • 37
  • ...
  • 38
  • 39
  • 40
  • ...
  • 421
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ضحی (شهیدمحمودرضابیضائی)

بسم الله الرحمن الرحیم «خدای من! این من هستم بنده تو همان که نبودم. تو مرا از کتم عدم بیافریدی و مقام خلیفه اللهی را برایم برگزیدی تو خوب می دانستی که هدف از خلقت و حکمتت چه بود اما این من بودم که خلقتم را فراموش کردم.» «بسم رب الشهداء و الصدیقین» **خاکریز فرهنگی-مذهبی **آلاله های بی قرار شهیدان: سردار سلیمانی، ابراهیم هادی، محمودرضا تورجی زاده، محسن حججی، محمودرضابیضائی «الهی وَ رَبِّی مَن لی غَیرُک أسئَله کَشَف الضُرّی وَ نَظَرَ فی أمری.» «رَبِّ هَب لی حُکمَا وَ ألحِقنی بِا الصالِحین» «رَبَّنا لا تُزِغ قُلوبَنا بَعدَ إذ هَدیتَنا وَ هَب لَنا مُن لَدُنکَ رَحمَه إنک أنتَ ألوَهاب» **اللهم عجل لولیک الفرج**

جستجو

موضوعات

  • همه
  • احکام
  • ادبی
  • اهل بیت(ع)
  • بدون موضوع
  • به قلم خودم
  • ترجمه لغات انگلیسی
  • ترجمه نهج البلاغه
  • ترجمه و تفسیر قرآن
  • حدیث روز
  • خاطره شهدا
  • دانستنی های تندرستی
  • زندگی نامه شهدا
  • شعر شهدا
  • صحیفه سجادیه
  • طب اسلامی
  • معرفی کتاب
  • مهدویت
  • وصیت نامه شهدا
  • چکیده مقالات
  • کلام بزرگان

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟