ضحی (شهیدمحمودرضابیضائی)

به خاکریز فرهنگی- مذهبی ضحی خوش آمدید. مولای من! یاری نما تا سربازت باشم، نه سربارت

سیره بزرگان خاطرات امام خمینی(ره) این میز را بخور

27 خرداد 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

سیره بزرگان

خاطرات امام خمینی(ره)

این میز را بخور
دکتر گفت: برو به امام بگو به خاطر این که کمتر دارو بخورید، باید این یک سیخ کباب را میل کنید. امام فرمود: نمی خورم. به دکتر که گفتم، گفت: به امام بگو برای این که فلان قرص را نخورید، کباب را بخورید. مطلب را به امام گفتم. او یک نگاهی به من کرد و فرمود: این میز را بخور. گفتم: بله آقا؟ فرمود: این میز را بخور. حاج احمد آقا و نوه امام (خانم اعرابی) هم بودند که زدند زیر خنده. خود امام هم خندید و بعد گفتم: آقا من که نمی توانم میز را بخورم. امام فرمود: همان طور که تو نمی توانی این میز را بخوری، من هم نمی توانم هر روز کباب بخورم. ? برداشته هایی از سیره امام خمینی، ج 1، ص 10.

 نظر دهید »

آشنایی با شیر زنان دفاع مقدس نرگس حیدر پور

27 خرداد 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

آشنایی با شیر زنان دفاع مقدس 

نرگس حیدر پور
نرگس حیدرپور هم از دیگر شیرزنان کشورمان است. وی درباره اتفاقی که در مهرماه سال59 رخ داده است می‌گوید: پس از اشغال قصرشیرین توسط نیروهای عراقی در اوایل مهر‌ماه59 مزدوران عراقی به سمت گیلانغرب که در 50کیلومتری جنوب این شهر قرار دارد هجوم آوردند. با اشغال روستای گور سفید، من به همراه پدرم و دیگر اهالی روستا بدون اینکه کفشی به پا داشته باشیم یا غذایی با خود برداشته باشیم به طرف ارتفاعات روستای «آوزین» پناه بردیم. نیروهای بعثی با اشغال روستای گورسفید نزدیک به هشت نفر از اقوام مان (از جمله برادر، دایی، عمو، پسردایی، دختردایی، دخترعمو و…) مرا به شهادت ‌رساندند.

مراسم خاکسپاری ساعت ها طول کشید. فردای روز اشغال، نرگس حیدرپور به همراه پدرش برای تهیه غذا به داخل روستا بازمی‌گردند. هنگام ورود، متوجه حضور عراقی‌ها می‌شوند اما به‌دنبال غذا داخل روستا می‌روند. پس از تهیه غذا، او محض احتیاط «تبری» با خود برمی‌دارد. در مسیر برگشت، شیرزن گیلانغربی و پدرش با دو نیروی عراقی در محدوده رودخانه آوزین و ارتفاعات مجاور مواجه می‌شوند.
✨✨✨✨✨✨✨
حیدرپور این لحظه را اینگونه روایت می‌کند: در موقع این حادثه 18بهار از عمرم گذشته بود. در همان آغازین روزهای جنگ شاهد ‌شهادت اقوام‌ام بودم. از آنجا که دچار نگرانی‌ها و ناراحتی شدید ناشی از اشغال کشورم و به ‌شهادت ‌رسیدن عده‌ای از بستگانم شده بودم، زمانی که با این دو عراقی برخورد کردیم بدون هیچ درنگی با تبر به آنها حمله‌ور شدم. یکی از آنها را به هلاکت رساندم و دیگری را هم که به‌شدت ترسیده بود به اسارت گرفتم و با تمام تجهیزاتش ساعتی بعد تحویل رزمندگان اسلام دادم.۱۸‌ماه آواره بودیم تا اینکه عراقی‌ها عقب‌نشینی کردند.

 نظر دهید »

دعا

26 خرداد 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی


دعا

✍️امام سجاد علیه السلام :

ـ فِي الدُّعاءِ ـ :اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِهِ، وَاكسِر شَهوَتي عَن كُلِّ مَحرَمٍ، وَازوِ حِرصي عَن كُلِّ مَأثَمٍ،وَامنَعني عَن أذى كُلِّ مُؤمِنٍ ومُؤمِنَةٍ ومُسلِمٍ ومُسلِمَةٍ.

ـ در دعا ـ :بار خدايا! بر محمّد و خاندان او درود فرست ، و ميل به هر حرامى را در من سركوب كن ، و آزمندى به هر گناهى را از من دور گردان ، و مرا از آزار رساندن به هر مرد و زن مؤمن و مسلمانى باز دار .
✨✨✨✨
? الصحيفة السجّاديّة: ص ۱۴۹ الدعاء ???☘️☘️☘️??? #دعا

 2 نظر

پیام های قرآنی نماز توصیه خدا به عیسی(ع)

26 خرداد 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

پیام های قرآنی 

نماز توصیه خدا به عیسی(ع)

«وَجَعَلَنیِ مُبَارکا أَینَ مشا کُنتُ وَ أوصَنیِ بِالصَّلَوهِ وَ الزَّکشوهِ مَادُمتُ حیّا؛ عیسی (ع) در گهواره گفت: و خدا مرا هر جا که باشم وجودی پر برکت قرار داده و تا زنده ام به نماز و زکات توصیه ام نموده است. ✨✨✨✨ ☀️نکته ها: **از امام صادق(ع) سوال شد که با فضیلت ترین عبادت چیست؟ فرمود: « بعد از شناخت خدا چیزی با فضیلت تر از نماز را نمی شناسم ! آیا (درقرآن) ندیدید که عیسی ابن مریم علیهما السلام گفت: تا زنده ام مرا به نماز و زکات توصیه نموده است؟» (نورالثقلین 3/335) **نماز و زکات در ادیان قبل هم بوده و چنان اهمیتی داشته که خدا آن ها را به عنوان «توصیه» به عیسی ابن مریم(ع) بیان می دارد.

 2 نظر

جملات امید بخش

26 خرداد 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی


جملات امید بخش

نهنگ یونس را نخورد…

کارد اسماعیل را نکشت…

آتش ابراهیم را نسوزاند…

دریا موسی را غرق نکرد…
❄️❄️❄️❄️❄️
آری اگر او بخواهد

همه چیز ممکن است…

.. نا امید نباش … ??????

 2 نظر

لطایف قرآنی سهم برادر

26 خرداد 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

لطایف قرآنی سهم برادر 
مسکینی به نزد امیر آمد و گفت به مقتضای آیه «انما المؤمنون اخوة؛ مؤمنان برادر یکدیگرند»، مرا در مال تو سهمی است، چرا که برادرت هستم.

حجرات (49)، آیه 10
☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️
امیر گفت تا یک دینار به او دادند. مسکین گفت: ای امیر این مبلغ کم است. امیر گفت: ای درویش، تنها تو برادر من نیستی، بلکه همه مؤمنان عالم برادر من هستند، پس اگر مال مرا به همه ایشان قسمت کنند به تو بیش از نرسد. ?????? ?پایگاه اطلاع رسانی حوزه

 2 نظر
  • 1
  • ...
  • 189
  • 190
  • 191
  • ...
  • 192
  • ...
  • 193
  • 194
  • 195
  • ...
  • 196
  • ...
  • 197
  • 198
  • 199
  • ...
  • 421
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ضحی (شهیدمحمودرضابیضائی)

بسم الله الرحمن الرحیم «خدای من! این من هستم بنده تو همان که نبودم. تو مرا از کتم عدم بیافریدی و مقام خلیفه اللهی را برایم برگزیدی تو خوب می دانستی که هدف از خلقت و حکمتت چه بود اما این من بودم که خلقتم را فراموش کردم.» «بسم رب الشهداء و الصدیقین» **خاکریز فرهنگی-مذهبی **آلاله های بی قرار شهیدان: سردار سلیمانی، ابراهیم هادی، محمودرضا تورجی زاده، محسن حججی، محمودرضابیضائی «الهی وَ رَبِّی مَن لی غَیرُک أسئَله کَشَف الضُرّی وَ نَظَرَ فی أمری.» «رَبِّ هَب لی حُکمَا وَ ألحِقنی بِا الصالِحین» «رَبَّنا لا تُزِغ قُلوبَنا بَعدَ إذ هَدیتَنا وَ هَب لَنا مُن لَدُنکَ رَحمَه إنک أنتَ ألوَهاب» **اللهم عجل لولیک الفرج**

جستجو

موضوعات

  • همه
  • احکام
  • ادبی
  • اهل بیت(ع)
  • بدون موضوع
  • به قلم خودم
  • ترجمه لغات انگلیسی
  • ترجمه نهج البلاغه
  • ترجمه و تفسیر قرآن
  • حدیث روز
  • خاطره شهدا
  • دانستنی های تندرستی
  • زندگی نامه شهدا
  • شعر شهدا
  • صحیفه سجادیه
  • طب اسلامی
  • معرفی کتاب
  • مهدویت
  • وصیت نامه شهدا
  • چکیده مقالات
  • کلام بزرگان

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟