ضحی (شهیدمحمودرضابیضائی)

به خاکریز فرهنگی- مذهبی ضحی خوش آمدید. مولای من! یاری نما تا سربازت باشم، نه سربارت

ذکر روز دوشنبه

31 شهریور 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

ذکر روز دوشنبه 

100 مرتبه یا قاضی الحاجات

ختم صلوات امروز هدیه می شود به روح منورپیامبر اکرم(ص)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) ، سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان(عج) ، شادی روح امام (ره)، شهدای مدافع حرم، شهدای گمنام، شهدای هشت سال دفاع مقدس، شهدا و اسرای کربلا، شهید سردار سلیمانی و همراهان،اموات، سلامتی کادر درمانی، شفای بیماران، پیروزی اسلام، نابودی کفر ، حاجت روایی و عاقبت به خیری همگی

 نظر دهید »

چه کنیم تا در نماز حواسمان پرت نشود؟

30 شهریور 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

چه کنیم تا در نماز حواسمان پرت نشود؟

توصیه های آیت الله وحید خراسانی
نماز، پرستش و اظهاربندگی به درگاه پروردگار یگانه است. اگر هنگام خواندن نماز، حضور قلب ندارید و یا حواستان متوجه جای دیگری می شود، پاسخ و توصیه آیت الله وحید خراسانی به این سوال که چه کنیم تا در نماز حواسمان پرت نشده و توجّه‌مان به خدای تعالی باشد را بخوانید.
بعضی از اموری که برای حضور قلب در نماز سفارش شده است عبارتند از:
•    اول: وضو را باتوجه و حضور قلب انجام دهد از امام رضا(ع) روایت شده که وضو موجب طهارت و تزکیه‌ی دل است (وسائل الشیعه 1/367 ابواب وضو باب1 حدیث 9)
•    دوم: در عظمت نماز و در روایاتی که درباره‌ی نماز وارد شده تأمّل نماید.
•    سوم: مانند کسی نماز بخواند که گویا با نماز وداع می‌کند و دیگر فرصت نماز خواندن را نخواهد یافت (مجالس صدوق و ثواب الاعمال عن ابن‌ ابی‌یعفور قال «قال ابوعبدالله الصادق7 اذا صلّیت صلاة فریضة فصلّها لوقتها صلاة مودّع یخاف ان لا یعود الیها ابدا»)
•    چهارم: وقتی روبه قبله می‌نماید سعی کند که دنیا و مافیها و خلق و آنچه به آن مشغولند را فراموش نماید و قلب خود را از آنها تهی نماید.
•    پنجم: به معانی نماز توجه نموده و نماز را با تأنّی و آرامش بخواند
•    ششم: اینکه بداند از آن هنگام که وارد نماز می‌شود، تا آن لحظه ای که از نماز خارج می شود، خدای تعالی به او رو کرده و نظر می‌نماید، و ملکی بالای سر او ایستاده و می‌گوید: ای نمازگزار اگر می‌دانستی چه کسی به تو نظر می‌نماید و با چه کسی مناجات می‌کنی هرگز از او رو بر نمی‌گرداندی و ابداً از جای خود بر نمی‌خواستی (کافی عن ابی‌جعفر7 قال: «قال رسول‌الله (ص) اذا قام العبد المؤمن فی صلاته نظر الله عزوجل الیه (اقبل الله الیه) حتی ینصرف … و وکّل الله به ملکاً قائماً علی رأسه یقول له ایها المصلی لو تعلم من ینظر الیک و من تناجی ما التفتّ و لازلت من موضعک ابداً» وسائل الشیعه ابواب اعداد فرائض باب 8 حدیث 5 از کافی)
•    هفتم: اینکه بداند که در حال نماز از بالای سرش تا کرانه‌ی آسمان، رحمت خدا براو سایه انداخته و ملائکه الهی از اطراف او تا افق سماء او را در بر گرفته‌اند. (عنه (ص) … و اظّلته الرحمة من فوق رأسه الی افق السماء و الملائکة تحفّه من حوله الی افق السماء…» وسائل الشیعه ابواب اعداد فرائض باب 8 حدیث 5 از کافی)
•    هشتم: آنچه در نماز مکروه است به جا نیاورید و به آنچه فضیلت نماز را می افزاید اهتمام نمائید مثل انگشتر عقیق به دست نمودن و لباس پاکیزه پوشیدن و خود را خوشبو نمودن و شانه و مسواک زدن.

 2 نظر

داستانک با ولایت تا شهادت

30 شهریور 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

#داستانک
#به_قلم_خودم
#با_ولایت_تا_شهادت ❤
بوی باروت و تانک های نیمه سوخته عملیات روز قبل مشام را نوازش می داد. پیکرهای غرقه به خون و تکه تکه بچه ها بر روی زمین جا خوش کرده بود. غروب غم انگیز زمستان و دلتنگی دوستان غربت و تنهایی بچه ها را مضاعف می کرد. خستگی از تن و روی بی رمق ابراهیم و بچه ها می بارید. بُغض گِلو ها را می فشرد. لب های ترک خورده و چشمان معصومانه آنها داستان هایی از جنس ولایت مداری، وفاداری، عطش ، پیکرهای بی سر، دستان قطع شده ، قساوت قلب بعثی ها، را به نمایش می گذاشت.
نزدیکی های اذان بود. صدای اذانِ ابراهیم روح نیایش را در بچه ها زنده کرد. بچه ها نماز را با ابراهیم به جماعت خواندند. دعا ها و نیایش ها با احساس عجیبی همراه شده بود . دریای اشک سَد پِلک ها را شکست. ملکوتیان هم نوا با بچه ها در آسمان دعا و نیایش به پرواز در آمده بودند.
بچه ها چند دقیقه ای به استراحت پرداختند. خواب چشمان ابراهیم را ربوده بود اما، فکر عملیات غروب فردا اجازه خواب را به او نمی داد. نقشه را چند بار بررسی کرد.
از سنگر خارج شد. لبخند همیشگی اش تَرَک لب های او را بازتر کرده بود. نزدیکی های غروب در هوای سرد و ابری زمستان بچه ها را به صف کرد. آرایش نظامی نیروها را انجام داد. عملیات با رمز یا زهرا(س) آغاز شد.
صدای خمپاره و شلیک گلوله ها و مین هایی که بچه ها را ملکوتی می کرد به گوش می رسید. دشمن از هر طرف آتش می ریخت و با هر نقشه ای سعی در تسلیم بچه ها داشت. بچه ها سر سخت تر و با مقاومت بیشتر ادامه می دادند. مین های منور موقعیت بچه ها را نمایان تر می کردند. خستگی و تشنگی بچه ها را بی تاب کرده بود. از هر زخمی صدای ضعیفی از درخواست ، قطره ای آب می آمد. ابراهیم شرمنده و ناراحت چشم هایش به قُمقُمه های خالی آب دوخته شده بود. قُمقُمه هایی که، تا آخرین قطره های وجودیشان را در کام آنها وارد کرده بودند تا وجود خود را فدای وجود بچه ها نمایند. سختی ها و آتش دشمن ثانیه به ثانیه شدت می گرفت. هر تکه ای از بدن بچه ها با اصابت گلوله ای جدا و به گوشه ای می افتاد.
ابراهیم با ذکر ، دعا ، رسیدگی به مجروحان و منفجر کردن تانک های دشمن سعی در مقاومت و ایجاد روحیه امید در بچه ها داشت. تعداد شهدا در حال افزایش بود. کمی آن طرف تر خمپاره ای اصابتشد. دست ابراهیم قطع شد. دشمن آن چنان به بچه ها نزدیک شده بود که با کوچکترین صدا به آنها حساس می شد. هر لحظه امکان قتل عام شدید بود. آنها با هم پیمان بسته بودند که تا آخرین قطره خون خویش از دستورات امام(ره) پیروی نمایند. آخرین لحظات مقاومت بچه ها بود. ابراهیم با صدای بریده و خسته فریاد زد: یا زهرا(س)! همگی به حضرت زهرا(س) متوسل شدند ناگهان گروهی از نیرو های تازه نفس همراه با مُهِمات به جمع آنها پیوست . برق امید و شادی در چشمان بی جان و خسته بچه ها درخشید. بچه ها جان تازه ای گرفتند. شهدا و مجروحان را به عقب برگرداندند. ابراهیم برای درمان به عقب برگشت تا در فرصتی دیگر دوباره به جمع آنان بپیوندد.
«إِنَّ الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلائِکَةُ أَلّا تَخافوا وَلا تَحزَنوا وَأَبشِروا بِالجَنَّةِ الَّتی کُنتُم توعَدونَ؛
به یقین کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است!» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل می‌شوند که: «نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است.»(1)

 

پی نوشت:
1. سوره فصلت، آیه 30 .
2. پرواز شهدا به سرزمین آلاله های بی قرار حامل پیغامی به بلندای تاریخ شد. پیغامی که پیروی از دستورات ولایت فقیه و عمل به تعالیم اسلام حدود و مرز انسانیت را مشخص می نماید. پیغامی که روح پلید استعمار را در بند کشید.

 2 نظر

سخنانی کوتاه از بزرگان

30 شهریور 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

 نظر دهید »

چه کسانی رنج بی فایده بردند

30 شهریور 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

 نظر دهید »

مبغوض ترین انسان

30 شهریور 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

مبغوض ترین انسان

پیغمبر اکرم «صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم»:

أَبْغَضُکُمْ إِلَی اللهِ تَعَالَی کُلُّ نَئُومٍ وَ أَکُولٍ وَ شَرُوب‏.

مبغوض‌ترین شما نزد خداوند، کسی است که زیاد می‌خوابد، زیاد می‌خورد و زیاد می‌نوشد.

   

مجموعة ورّام، ج ۱، ص ۱۰۰

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 136
  • 137
  • 138
  • ...
  • 139
  • ...
  • 140
  • 141
  • 142
  • ...
  • 143
  • ...
  • 144
  • 145
  • 146
  • ...
  • 421
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ضحی (شهیدمحمودرضابیضائی)

بسم الله الرحمن الرحیم «خدای من! این من هستم بنده تو همان که نبودم. تو مرا از کتم عدم بیافریدی و مقام خلیفه اللهی را برایم برگزیدی تو خوب می دانستی که هدف از خلقت و حکمتت چه بود اما این من بودم که خلقتم را فراموش کردم.» «بسم رب الشهداء و الصدیقین» **خاکریز فرهنگی-مذهبی **آلاله های بی قرار شهیدان: سردار سلیمانی، ابراهیم هادی، محمودرضا تورجی زاده، محسن حججی، محمودرضابیضائی «الهی وَ رَبِّی مَن لی غَیرُک أسئَله کَشَف الضُرّی وَ نَظَرَ فی أمری.» «رَبِّ هَب لی حُکمَا وَ ألحِقنی بِا الصالِحین» «رَبَّنا لا تُزِغ قُلوبَنا بَعدَ إذ هَدیتَنا وَ هَب لَنا مُن لَدُنکَ رَحمَه إنک أنتَ ألوَهاب» **اللهم عجل لولیک الفرج**

جستجو

موضوعات

  • همه
  • احکام
  • ادبی
  • اهل بیت(ع)
  • بدون موضوع
  • به قلم خودم
  • ترجمه لغات انگلیسی
  • ترجمه نهج البلاغه
  • ترجمه و تفسیر قرآن
  • حدیث روز
  • خاطره شهدا
  • دانستنی های تندرستی
  • زندگی نامه شهدا
  • شعر شهدا
  • صحیفه سجادیه
  • طب اسلامی
  • معرفی کتاب
  • مهدویت
  • وصیت نامه شهدا
  • چکیده مقالات
  • کلام بزرگان

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟