ضحی (شهیدمحمودرضابیضائی)

به خاکریز فرهنگی- مذهبی ضحی خوش آمدید. مولای من! یاری نما تا سربازت باشم، نه سربارت

استغاثه به امام زمان(عج)

06 اسفند 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

استغاثه به امام زمان(عج)

شب های چهارشنبه قرار همیشگی حسین و خانواده اش مسجد جمکران بود. آنها چندین کیلومتر مسیر را به شوق مولایشان صاحب الزمان(عج) طی کردند. نزدیک غروب به قم رسیدند. خیابان های شلوغ را پشت سر گذاشتند تا به نزدیکی های مسجد رسیدند. زهرا به حسین گفت: می خواهم چند تسبیح و مهر بخرم.
حسین نزدیک بازار ماشین را در گوشه ای پارک کرد. زهرا دستان علی را گرفت و وارد بازار شدند. بازار شلوغ بود. مجسمه ها و اجناسی که با رنگ و لعاب تزئین و برق انداخته شده بودند، همه را به سمت خود جذب می کرد. فروشنده ها مردم را با صدای خود به سمت خرید اجناسشان تحریک می کردند.
زهرا هرچقدر جلوتر می رفت، مغازه مورد نظرش را نمی دید. مأیوسانه در مسیر برگشت، چشمش به مغازه کوچک و خلوتی در گوشه بازار افتاد. هر سه خوشحال به سویش رفتند. با سلام و احوالپرسی، مشغول برانداز کردن مهر و تسبیح ها شدند. علی با دیدن اسباب بازی ها دهانش باز ماند . ذوق زده از پدر و مادرش جدا شد و به سمت مغازه آنطرف بازار رفت . ناگهان در شلوغی بازار گم شد. دنبال خانمی رفت. فکر می کرد مادرش است. رفت و رفت و دور شد.
زهرا و حسین بعد از خرید، متوجه نبود علی شدند. سراسیمه و پریشان کوچه پس کوچه های بازار و مغازه ها را جست و جو کردند. خبری از علی نبود. زهرا دل تو دلش نبود. گریه می کرد و علی را صدا می زد. آنها ناامید و مستأصل در گوشه ای از بازار روی زمین نشستند. با گریه و استغاثه به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از او کمک خواستند.
علی همچنان دنبال آن خانم می رفت. خسته شد. مادرش را صدا زد و گفت : مامان آرام تر، خسته شدم. آن خانم به پشت سرش برگشت. چهره معصوم علی کوچولو را دید. با لبخند ایستاد. علی با دیدن صورت او گریان گفت:
تو که مامانم نیستی! من مامانم را می خواهم! مامان من کجاست؟
خانم به علی گفت: عزیزم گریه نکن. الان با همدیگر می گردیم و مامانت را پیدا می کنیم. پدر و مادرت را کجا گم کردی؟
- در بازار کنار مغازه اسباب بازی فروشی، مامانم رفته بود تسبیح بخرد؟
خانم دستان کوچک علی را درون دستانش گرفت. با هم قدری این طرف و آن طرف را گشتند؛ اما خبری از پدر و مادر علی نبود. خانم به علی گفت: بیا باهم به جایی برویم تا زودتر پدر و مادرت را پیدا کنی.
علی لبخند زنان با گوشه آستینش اشک هایش را پاک کرد و با هم رفتند.
علی دست در دست خانم وارد مسجد شد. خانم، علی را به دفتر گمشده ها برد. او را به مسئول آنجا تحویل داد. آقای مسئول با لبخند علی را بوسید. شکلاتی به او داد. گفت: اسم و فامیلت چیست؟
علی اسم و فامیلش را به مرد گفت. او علی را روی یکی از صندلی های دفتر نشاند و گفت:اینجا بنشین. الان پدر و مادرت می آیند .
با بلند گو اسم و فامیل او را اعلام کرد. زهرا و حسین در بازار که با چشمانی گریان به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف استغاثه کرده بودند. صدایی به گوششان خورد: پسر کوچولویی با این نام و نشان در دفتر شماره سه گمشده های مسجد جمکران است. اول فکر کردند اشتباه شنیده اند. دقیق تر گوش دادند. متوجه شدند درست است. با اشتیاق و شتابان به آن سمت دویدند. زهرا بین راه چندین بار پایش زیر چادرش رفت. نزدیک بود به زمین بخورد. به زحمت خودش را جمع و جور کرد تا به مسجد رسیدند. به دفتر گمشده ها رفتند. با دیدن علی، اشک از چشمانشان سرازیر شد. حسین همانجا سر به سجده شکر گذاشت. از مسئول دفتر گمشده ها تشکر کردند و از آنجا خارج شدند. هر سه به سمت در ورودی مسجد رفتند.

 2 نظر

چگونگی برخورد با دشمن

05 اسفند 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

 

امام علی علیه السلام :

استَعمِل مَعَ عَدُوِّكَ مُراقَبةَ الإمكانِ وَانتِهازَ الفُرصَةِ ؛ تَظفَر .
در برخورد با دشمنت، مراقب توان و فرصت مناسب باش تا پيروز شوى.
غرر الحكم : ۲۳۴۷.
مناسبتهای امروز :
 روز بزرگداشت خواجه نصیر الدین طوسی و روز مهندس[ شمسی ]

 نظر دهید »

غلبه بی تابی بر شکیبایی

04 اسفند 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

غلبه بى‌تابى‌ بر شكيبايى‌
امام جواد علیه السلام :

مَن غَلَبَ جَزَعُهُ عَلى صَبرِهِ حَبِطَ أجرُهُ؛
هر كه بى‌تابى‌اش بر شكيبايى‌اش چيره آيد، اجرش تباه مى‌شود.
گزیده تحف العقول، ص ۶۳
مناسبتهای امروز :
 ولادت امام محمد تقی علیه السلام[ قمری ]

 7 نظر

تفسیر آیات 6تا 15 سوره انشقاق

03 اسفند 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

تفسیر آیات 6تا 15 سوره انشقاق
بسم الله الرحمن الرحیم
يا أَيهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ(الانشقاق/6) ؛ اي انسان! تو با تلاش و رنج بسوي پروردگارت مي‌روي و او را ملاقات خواهي کرد!» «فَأَمَّا مَنْ أُوتِي كِتَابَهُ بِيمِينِهِ(الانشقاق/7)؛ پس کسي که نامه اعمالش به دست راستش داده شود،»«فَسَوْفَ يحَاسَبُ حِسَابًا يسِيرًا(الانشقاق/8) ؛ بزودي حساب آساني براي او مي‌شود،» و«َينْقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا(الانشقاق/9) ؛ و خوشحال به اهل و خانواده‌اش بازمي‌گردد.» « وَأَمَّا مَنْ أُوتِي كِتَابَهُ وَرَاءَ ظَهْرِهِ(الانشقاق/10) ؛ و اما کسي که نامه اعمالش به پشت سرش داده شود،» « فَسَوْفَ يدْعُو ثُبُورًا(الانشقاق/11)؛ بزودي فرياد مي‌زند واي بر من که هلاک شدم!»« وَيصْلَى سَعِيرًا(الانشقاق/12)؛ و در شعله‌هاي سوزان آتش مي‌سوزد.» «إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا(الانشقاق/13)
چرا که او در ميان خانواده‌اش پيوسته (از کفر و گناه خود) مسرور بود!»« إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يحُورَ(الانشقاق/14) ؛ او گمان مي‌کرد هرگز بازگشت نمي‌کند!» « بَلَى إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا(الانشقاق/15) ؛ آري، پروردگارش نسبت به او بينا بود (و اعمالش را براي حساب ثبت کرد)!»
نکته ها:
کلمه « کدح» هم به معنای تلاش و کوشش آمده و هم به معنای آسیب وارد کردن، یعنی انسان به سوی پروردگارش پیش می رود ولی رفتنی با رنج و تعب که گویا به خود آسیب و خدشه وارد می کند.
*در حدیث می خوانیم هرکس سه خصلت را دارا باشد، خداوند حساب او را آسان قرار می دهد و با رحمت خود، او را به بهشت وارد می سازد: به آن کس که محرومش کرده، عطا کند؛ با آنکه قطع رابطه کرده صله رحم می کند و از آن که به او ظلم کرده در می گذرد. « تعطی من حرمک تصل من قطعک و تعفو عن ظلمک»(تفسیر نور الثقلین)
*در آیه نهم و سیزدهم، سخن از شادی وسرور در نزد خانواده است. یک منفی که مورد انتقاد است و یکی مثبت که پاداش نیکوکاران است. آری ثمره سرور مستانه و غافلانه در دنیا دوزخ است، و ثمره ایمان و تقوا در دنیا سرور در میان بستگان در قیامت است.
از حضرت علی(ع) درباره آیه «َينْقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا» سؤال شد فرموند: کسانی که در دنیا اهل و عیال انسان بهشتی بودند، اگر مؤمن باشند در آخرت نیز اهل او خواهند بود.
:books: تفسیر نور حجت الاسلام قرائتی ، ج10، جزء 30، ص426 و 427.

 2 نظر

پوینده راه خدا

03 اسفند 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

#درنگی_در_نهج_البلاغه
پوینده راه خدا
عقلش را زنده کرد و نفس خویش را کشت، تا آنجا که جسمش لاغر و خشونت اخلاقش به نرمی گرایید ؛ برقی پر نور برای او درخشید و راه را برای او روشن کرد و در راه راست او را کشاند و از دری به در دیگر برد تا به در سلامت و سرای جاودانه رساند، که دو پای او در قرارگاه امن با آرامش تن استوار شد. این پاداش آن بود که دل را درست به کار گرفت، و پروردگار خویش را راضی کرد.
:books:ترجمه خطبه 220

 2 نظر

فرجام نیک ازآن کیست؟

02 اسفند 1399 توسط شهید محمود رضا بیضائی

 

امام علی علیه السلام :

فإن أتاكُمُ اللّهُ بِعافِيَةٍ فَاقبَلوا ، و إنِ ابتُليتُم فَاصبِروا ، فإنَّ العاقِبَةَ لِلمُتَّقينَ .
اگر خداوند به شما عافيتى داد، بپذيريد و اگر مبتلا شديد، شكيبايى ورزيد؛ زيرا فرجام [نيك] از آنِ پرهيزگاران است.
نهج البلاغة : الخطبة ۹۸

 2 نظر
  • 1
  • ...
  • 77
  • 78
  • 79
  • ...
  • 80
  • ...
  • 81
  • 82
  • 83
  • ...
  • 84
  • ...
  • 85
  • 86
  • 87
  • ...
  • 421
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ضحی (شهیدمحمودرضابیضائی)

بسم الله الرحمن الرحیم «خدای من! این من هستم بنده تو همان که نبودم. تو مرا از کتم عدم بیافریدی و مقام خلیفه اللهی را برایم برگزیدی تو خوب می دانستی که هدف از خلقت و حکمتت چه بود اما این من بودم که خلقتم را فراموش کردم.» «بسم رب الشهداء و الصدیقین» **خاکریز فرهنگی-مذهبی **آلاله های بی قرار شهیدان: سردار سلیمانی، ابراهیم هادی، محمودرضا تورجی زاده، محسن حججی، محمودرضابیضائی «الهی وَ رَبِّی مَن لی غَیرُک أسئَله کَشَف الضُرّی وَ نَظَرَ فی أمری.» «رَبِّ هَب لی حُکمَا وَ ألحِقنی بِا الصالِحین» «رَبَّنا لا تُزِغ قُلوبَنا بَعدَ إذ هَدیتَنا وَ هَب لَنا مُن لَدُنکَ رَحمَه إنک أنتَ ألوَهاب» **اللهم عجل لولیک الفرج**

جستجو

موضوعات

  • همه
  • احکام
  • ادبی
  • اهل بیت(ع)
  • بدون موضوع
  • به قلم خودم
  • ترجمه لغات انگلیسی
  • ترجمه نهج البلاغه
  • ترجمه و تفسیر قرآن
  • حدیث روز
  • خاطره شهدا
  • دانستنی های تندرستی
  • زندگی نامه شهدا
  • شعر شهدا
  • صحیفه سجادیه
  • طب اسلامی
  • معرفی کتاب
  • مهدویت
  • وصیت نامه شهدا
  • چکیده مقالات
  • کلام بزرگان

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟