ضحی (شهیدمحمودرضابیضائی)

به خاکریز فرهنگی- مذهبی ضحی خوش آمدید. مولای من! یاری نما تا سربازت باشم، نه سربارت

کلید بصیرت و بینش با حضور در زمان

08 آبان 1398 توسط شهید محمود رضا بیضائی

مولا جان(عج) !
می گویند، شما غایب هستید اما این گونه نیست! شما که غایب نیستید این ما هستیم که غایبیم و در هیاهوی زمانه خود را در پشت پرده غفلت و گناه محبوس کرده ایم. به وسیله ابر های تیره گناه آسمان قلبمان را تار ساخته و قفلی بزرگ از جهل، نادانی، غرور بر درب بصیرت و بینشمان زده ایم.
کلید آن را در چاه حیرت و سر گردانی انداخته ایم و اجازه نمی دهیم باران توبه پرده غفلت و گناه را شستشو دهد و برای لحظه ای آفتاب صداقت و مهربانی بر آسمان قلبمان پر تو افشانی نماید شاید به خود آییم، اجازه دهیم آن حضرت به سرزمین قلبمان قدم گذارند تا سرسبزی خود را بازیابد و کلید درب بصیرت و بینشمان را با طنابی از امید و استغفار از چاه حیرت و سرگردانی بیرون آوریم تا قفل آن باز شده و ما را حاضر در زمان سازند چون، ایشان حاضر هستند حتی بیشتر از حاضران این ما هستیم که غایب شده ایم شاید که ما نیز حاضر در زمان شویم.
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج …………

 نظر دهید »

حکمت حلال و حرامی خوردنی ها و نوشیدنی ها

08 آبان 1398 توسط شهید محمود رضا بیضائی

خداوندی که انسان را آفرید و قوانینی را برای زندگی دنیوی و اخروی او در نظر گرفت بر اساس حکمت ها و مصلحت هایی بود که به نفع بشر است ، اما بشر بر اثر قضاوت های عجولانه خود چیز هایی را حلال و چیز هایی را حرام می نماید، اما نمی داند حرام و حلال بودن نیز بر اثر حکمت هایی است.


امام رضا علیه السلام:

خداوند هیچ خوردنی و نوشیدنی را حلال نکرده است مگر آنکه نفع و صلاح بشر در آن بوده و هیچ یک را حرام ننموده است مگر آنکه باعث زیان و مرگ و فساد بشر است.

منبع: مستدرک،ج۳،ص۷۱

 

 2 نظر

شهید غلامرضا هیبتی

08 آبان 1398 توسط شهید محمود رضا بیضائی

از غلامرضا می گوییم، از او که فرزند رشید و رنج کشیده روستا بود از او که صلابت و استواری را از کوهها و سخاوت و مهربانی را از دشت فرا گرفته بود. وقتی مرز و بوم کشورش مورد تجاوز دشمن دید،مردانه پای در میدان نبرد گذاشت و رسم بیگانه ستیزی ایرانی را به نمایش در آورد. پیامش به متجاوز این بود که ایرانی شیعه علی(ع) اجازه ورود خفاشان شب پرست را به دیار ولایت و نور نخواهد داد.

غلامرضا، یکم تیر ماه سال 1347 در روستای جهان آباد کوشکک از توابع نی ریز دیده به جهان گشود. پس از طی دوران کودکی برای کسب علم و دانش وارد دبستان روستا شد و دوره ابدایی را با موفقیت پشت سر گذاشت. به دلیل بعضی مشکلات نتوانست ادامه تحصیل دهد و برای کمک به خانواده در تأمین معاش به کشاورزی و دامداری پرداخت. مرداد ماه سال 1365 عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد و پس از مدتی کوتاه لباس مقدس سربازی را به تن کرد و به عنوان سرباز ژاندارمری مشغول خدمت شد. پس از ماهها استقامت و نبرد دلاورانه در منطقه دهلران در هنگام دفع پاتک دشمن به رویارویی با متجاوزان پرداخت. از تاریخ 21/4/1367 دیگر کسی نشانی از او نیافت و نام بلندش راددر فهرست جاوید الاثرهای انقلاب اسلامی ثبت کردند. شادی روح امام و شهدا صلوات

منبع: مهین مهرورزان، غلامرضا شعبانپور، ص711.

 نظر دهید »

اشعار و معرفی شهید رمضان آفتابی

08 آبان 1398 توسط شهید محمود رضا بیضائی

شهید رمضان آفتابی فرزند علی ولادت 1337 مشکان شهادت 19/10/1359 جاده ماهشهر آبادان محل خاکسپاری: گلزار شهدا

شهر مشکان دو اولین دارد
کز خداوندش آفرین دارد
دارد او اولین عقاقی را
رادمردی چون اشتیاقی را
بگرفته مثال گل در بر
منتظر بهر لاله های دگر
آفتابی بلند چون رمضان
اولین شاهد است بر مشکان
شاهدی نو شکفته در سی و هفت
دی پنجاه و نه زمشکان رفت
چه جوان بلند بالایی
وقت رفتن چو سرو رعنایی
چه بلندی بیاض گردن او
کبک مانست راه رفتن او
چشم آهو حجاب بر خود داشت
تا که چشمش به چشم او پنداشت
به کمان دو ابرویش می بست
زدل زار خستگان سر و دست
جعد مشکین او چه ظلمانی هیبتش هیبت سلیمانی
جیشی آن آفتاب مشکان شد شهر شیراز ز او گلستان شد
سوی ما شور می شود اعزام
تادل عاشقش شود آرام
پرو بالش فتاد روی تراب
نیست سایه برو مگر ز سحاب
بی کفن چون حسین مولایش
مانده نه ماه جسم زیبایش
مهر آمد به مهر اندر شصت
استخوانی زپازنی سر مست
کرد مشکان شکوفه بارانش
به روی دستهای یارانش
عازم قطعه شهیدان شد
دومین آفتاب مشکان شد.
شادی روح امام و شهدا صلوات 22/4/1393
منبع: دیوان خون نگار ، ص21-22-23

 نظر دهید »

چرا شکم انسان مانند لباس زیپ و دکمه ندارد؟

08 آبان 1398 توسط شهید محمود رضا بیضائی

برخی از نادانان که به دروغ دعوی کلام فلسفه می کنند، از سر کم مایگی و کوته اندیشی می گویند: چه می شد که شکم انسان نیز مانند قبا و بالا پوش باشد تا هر
گاه که پزشک اراده کرد، آن را بگشاید و درون آن را به درستی ببیند. دست در آن کند و به معالجه بپردازد و این گونه بسته و پوشیده از چشم و دست نباشد؟ زیرا پزشک تنها با دلالتها و راهنمایی های ناقص؛ چون نظر در بول، معاینه، و لمس و عرق و دیگر اشیاء اشتباه آمیز و نادرست به درمان می پردازد و این امور [و عدم درمان صحیح] چه بسا به مرگ بیمار منتهی شود.
این جاهلان نمی دانند که اگر این پندار واقع می شد، گذشته از انکه انسان دیگر هیچ هراس و دلهره ای از مرگ نداشت و غرور و بقا و سلامت، او را به ورطه سرمستی و خوشگذرانی می کشانید، باعث می گشت که مایعات شکم ترشح کند و سرازیر شود و خواب و بیداری او را بر هم بزند و فاسد گرداند. نیز این ترشحات لباس و آراستگی انسان را آلوده می سازد و در کل، زندگی شخص را خراب می نماید.
معده و کبد و قلب نیز با یک حرارت مشخصی که خداوند در درون انسان قرار داده کار می کنند. اگر شکم شکافی داشت که چشم درون آن را بنگرد و دست به آن برسد، هر آینه سردی دمای خارج به داخل بدن راه می یافت. با حرارت بدن در می آمیخت و آن را از حالت تعادل خارج می نمود؛ در نتیجه کار طبیعی احشا و درون انسان بی ثمر می شد و شخص هلاک می گشت. آیا نمی بینی جز آنچه در آفرینش پدید آمده، تمام پندارهای خیال انسان، ناصواب و خطاست؟
منبع: توحید مفضل، ص68و69.

 نظر دهید »

ویژگیهای رسول اکرم (صل الله علیه وآله و سلم)

07 آبان 1398 توسط شهید محمود رضا بیضائی

امام حسن عليه السلام :

از دايى خود، هند بن ابى هاله تميمى ـ كه توصيف گر بود ـ درباره آراستگيهاى پيامبر صلي الله عليه و آله پرسش كردم و گفتم: سخن گفتن او را براى من توصيف كن. او گفت: پيامبر صلي الله عليه و آله ، پيوسته غمگين بود وهماره در انديشه، آسودگى نداشت و بدون نياز، سخن نمى گفت، سكوتش طولانى بود، از آغاز تا پايان سخن، دهانش را كاملاً باز نمى كرد و سخنانى فراگير مى فرمود، كلامش، فصل بود كه در آن نه فزونى ديده مى شد و نه كاستى، نرمخو بود و از خشكى و جسارت بركنار، نعمت را هر چند ناچيز، بزرگ مى داشت و چيزى از آن را نمى نكوهيد، تغيير ذائقه دهندگان را نه مى نكوهيد و نه مى ستود، دنيا و آن چه در آن است، او را به چشم نمى آورد. چون چيزى مانع حق مى گشت، هيچ چيز ياراى خشم او را نداشت تا آن كه حق را يارى كند، او براى خود خشمگين نمى شد و براى خود چيرگى نمى خواست، هرگاه اشاره مى كرد، با تمام كَفَش اشاره مى كرد و هرگاه شگفت زده مى شد، دست خود را مى گرداند و هرگاه سخن مى گفت، دست خود را به يكديگر مى پيوست و شست دست چپش را به گودى كف دست راستش مى زد و هرگاه خشمگين مى شد، رويش را بر مى گرداند و چهره اش را بر مى تافت و هرگاه شاد مى شد ديگان خود را مى هليد، بيشتر خنده او لبخند بود و هرگاه لبخند مى زد دندانهايش چونان دانه هاى تگرگ خودنمايى مى كرد.

عيون أخبار الرضا عليه السلام :ج۱ /ص۳۱۷

 

 2 نظر
  • 1
  • ...
  • 336
  • 337
  • 338
  • ...
  • 339
  • ...
  • 340
  • 341
  • 342
  • ...
  • 343
  • ...
  • 344
  • 345
  • 346
  • ...
  • 421
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ضحی (شهیدمحمودرضابیضائی)

بسم الله الرحمن الرحیم «خدای من! این من هستم بنده تو همان که نبودم. تو مرا از کتم عدم بیافریدی و مقام خلیفه اللهی را برایم برگزیدی تو خوب می دانستی که هدف از خلقت و حکمتت چه بود اما این من بودم که خلقتم را فراموش کردم.» «بسم رب الشهداء و الصدیقین» **خاکریز فرهنگی-مذهبی **آلاله های بی قرار شهیدان: سردار سلیمانی، ابراهیم هادی، محمودرضا تورجی زاده، محسن حججی، محمودرضابیضائی «الهی وَ رَبِّی مَن لی غَیرُک أسئَله کَشَف الضُرّی وَ نَظَرَ فی أمری.» «رَبِّ هَب لی حُکمَا وَ ألحِقنی بِا الصالِحین» «رَبَّنا لا تُزِغ قُلوبَنا بَعدَ إذ هَدیتَنا وَ هَب لَنا مُن لَدُنکَ رَحمَه إنک أنتَ ألوَهاب» **اللهم عجل لولیک الفرج**

جستجو

موضوعات

  • همه
  • احکام
  • ادبی
  • اهل بیت(ع)
  • بدون موضوع
  • به قلم خودم
  • ترجمه لغات انگلیسی
  • ترجمه نهج البلاغه
  • ترجمه و تفسیر قرآن
  • حدیث روز
  • خاطره شهدا
  • دانستنی های تندرستی
  • زندگی نامه شهدا
  • شعر شهدا
  • صحیفه سجادیه
  • طب اسلامی
  • معرفی کتاب
  • مهدویت
  • وصیت نامه شهدا
  • چکیده مقالات
  • کلام بزرگان

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟